بنیاد ورد

تنها در حالی که در زمین است می توان بذر را با گذشت زمان توسعه داد و میوه خود را حاصل کرد. فقط در حالی که در بدن است می توان لباس بافتنی را که در آن جاودانه خواهد شد ، در ذهن داشته است.

آیا شما در مسیری که منجر به نور می شود وارد نشده اید؟ سپس آنچه را که ممکن است به جلو فشار آورد ، بیایید تا چیزی میان حقیقت پرده بردار و شما نماند.

ib لیبره

L'

WORD

جلد 2 اکتبر، 1905 شماره 1

حق چاپ، 1905 توسط HW PERCIVAL.

ارتباط جنسی.

در چرخه های شعور مذهبی ، فانتزی شاعرانه یا عاطفه گرایی عرفانی ، توسط بعضی از افراد که خواسته ها و عواطف آنها برانگیخته و تحریک شده اند ، اعتقاد و تفکر شده است که هر روح تجسمی باید در صورت موفقیت در جستجوی همسران خود در جنس مخالف باشد. جهان ، یا پیشرفت معنوی کنید. علاوه بر این ، و به دلایلی برای این امر ، گفته می شود که روح در اصل خود یکی بوده است ، اما به دلیل یک گناه باستانی که به عنوان زن و مرد تقسیم شده است - از این رو بدبختی و میل و زندگی طولانی زندگی انسان. این که ، پس از سرگردانی هایش در جهان ، با استفاده از گناه خود ، در نهایت روح "همسر" یا "نیمه دیگر" خود را پیدا می کند و پس از آن وارد آن دوره از خوشبختی های کامل می شود که فقط روح با آن شناخته می شود. روح مفهوم دوقلو روح تفاوتهای زیادی دارد. این امکان را به بازی کامل با غریزه شاعرانه می دهد ، و خود را به یک عرفان متلاطم تبدیل می کند. اما این یک دکترین است که به نتایج ناخوشایند منجر می شود. اگر در مورد آن اندیشیده شود ، باعث می شود ذهن به دنبال "روحانی" باشد ، و به قانون عرضه و تقاضا صادق باشد ، آینده ای از این دست خواهد یافت. اما ، ممکن است "همسایه" پیوندهای داخلی داشته باشد که باید چنین اعتقادی را منع کند. گاهی اوقات ، دو نفر که خود را با یکدیگر موافق می دانند ، مفهوم دوقلو را مطابق احساسات خود می دانند و اعلام می کنند که هرکدام باید برای دیگری ساخته شده باشند و چون روحشان دوقلو است باید به هر حال متعلق به یکدیگر باشند. وقتی این مرحله از اعتقاد رسوا شد تقریباً مطمئناً دنبال خواهد شد. سپس "روحانیون" اعلام می کنند که سوء تفاهم و آزار و اذیت و آزار و اذیت و آزار و اذیت همه ما تحت شرایط کاذب زندگی می کنیم. اما بسیاری ، که در ابتدا یقین داشتند که "همسران خود" پیدا کرده اند ، بعداً آرزو کرده اند که نمی کردند. اصطلاح دکترین زنان معنوی نام دیگری برای این مفهوم است.

این آموزه دوقلوها یکی از فاسد ترین آموزه های هر عصر است. این تلاش می کند که روح را به سمت سکس پایین بیاورد ، پیوندهای خانوادگی را برای برآوردن اشتهای حیوانات نقض می کند ، و یک ولع نفسانی را در زیر یک روپوش معنوی پنهان می کند.

روح دوقلوی ، مفهومی منحرف است که از تاریخ غیور پیشینیان گرفته شده است. توسط آنها گفته شد كه ، در اصل ، بشریت مانند حالات موجود در جسم های زن و مرد تقسیم نشده بود ، بلكه اینكه بشر در آن دوره هر دو جنس را در یك موجود قرار می داد ، این موجودات از قدرت هایی مانند خدایان برخوردار بودند. اما پس از یک دوره غیرقابل محاسبه ، نژاد زن و مرد به زنان و مردان امروزی ما تبدیل شد و به همین ترتیب تقسیم شدند ، آنها قدرت هایی را که در گذشته وجود داشتند از دست دادند.

گذشتگان تاریخ گذشته خود را ثبت کرده اند ، کسانی که ممکن است آن را با اسطوره و نمادی که تحویل داده اند بخوانند.

اما بهتر از آن که مطمئن تر از تاریخ یا اسطوره باشد ، بدن انسان وقایع همه زمان ها را حفظ می کند.

بدن انسان در تکامل خود از رکوردهای گذشته پرده برمی دارد و فاش می کند.

از آغاز بشریت تا به امروز ، تاریخ آن در تکامل آدمی مشخص است. و علاوه بر این ، پیشگویی از آینده اش از گذشته خود در تحول موجود است.

رشد جنینی نشان می دهد که جنین در اولین مرحله خود بدون رابطه جنسی است. بعداً ، اگرچه هیچ یک از جنسها کاملاً آشکار نیستند ، اما در واقعیت این است که دو جنسیت دارند. هنوز بعداً ، که می توان گفت زن است. این مرد تنها در آخرین پیشرفت خود مرد می شود. آناتومی همچنین این واقعیت مهم را نشان می دهد: اینكه پس از رشد كامل هر دو جنس ، در هر بدن اندام خاصی از جنس مخالف وجود دارد. این احتمال وجود دارد که در تکامل از انسان دو جنسیتی ، ابتدا زن ظاهر شود.

بدن انسان بازنمایی و اوج چهار مرحله مجزا از تکامل است که هر مرحله یک دوره زمانی عظیم را پوشش می دهد. جنبه جسمی این مراحل اکنون توسط دنیای معدنی ، سبزیجات ، حیوانات و انسان به ما نشان داده شده است. در ماده معدنی ، فرم ابتدا در اولین رسوبات آشکار می شود ، اما بعداً با کار از درون خود و با استفاده از نیروی مغناطیسی ، که به علم با عنوان "میل شیمیایی" شناخته می شود ، شکل کریستال کامل شکل می گیرد. با اولین مراحل شکل گیری در ماده معدنی ، زندگی در مرحله دوم شروع به تجلی می کند و در اولین علائم حیات گیاه مشاهده می شود ، اما بعداً با کمک نیروی مغناطیسی و از طریق رشد و انبساط از درون گیاه ، زندگی ادامه می یابد. -سل توسعه یافته و ارائه شده است. این فرآیند برای زیست شناسی و فیزیولوژی به عنوان فرآیند جوانه زدن شناخته شده است. در طول رشد عمر گیاه ، ابتدا میل با رشد دوگانگی درون سلول زندگی آشکار می شود ، که بعداً با گسترش زندگی و با جذب میل ، سلول حیوانی توسعه یافته و به دو سلول تقریباً برابر تقسیم می شود ، هر دو دارای ویژگی های مشابه هستند. این مرحله سوم "تقسیم سلولی" نامیده می شود. در مرحله بعدی توسعه این مرحله سوم ، سلول حیوانی جنس را نشان می دهد و برای تکثیر دو سلول از جنس مخالف برای تکثیر نیاز دارد ، زیرا دیگر نمی تواند گونه ها را با "تقسیم" ادامه دهد. " فقط. با رشد جنسی در حیوان ، مرحله چهارم انسان از زمانی شروع می شود که جوانه تازه ذهنی با بازتاب درون سلول حیوانات تجلی یابد و به فرم انسانی منتقل می شود که با تجسم ذهن بیشتر توسعه می یابد.

این چهار مرحله از توسعه ، تکامل اجسادی را که اکنون در اختیار داریم ، تشریح می کند. اجساد دوره اول بزرگ تا حدودی ظاهر کریستال های کریستالی را نشان می داد و از نور خورشید از مواد کمتری برخوردار بودند. در درون کریستال ایده آل مرد آینده بود. موجودات این نژاد به خودی خود کافی بود. آنها نمی میرند ، و هرگز تا زمانی که جهان دوام نخواهد داشت ، متوقف نخواهند شد ، زیرا آنها اشکال ایده آل را نشان می دهند که پس از آن همه اشکال وجود داشته و ساخته می شوند. آغاز دوره دوم با وجود کروی کریستالی مانند دوره اول مشخص شد که شکل بیضی شکل یا تخم مرغی مانند را از خودش به وجود می آورد. در شکل تخم مانند میکروب هایی وجود داشت که از طریق نفس کره کریستال به فعالیت فراخوانده می شدند و شکل تخم مرغ مانند آن ، ماده ساده ای را برای آشکار کردن تحریک می کرد. این نژاد دوم موجودات با ایجاد اشکال شبیه به شکل خود زنده می شوند ، اما با داشتن یک حلقه دراز مانند شکل تخم مرغ ، در ظاهر مانند یک دایره به شکلی تقریباً یک خط مستقیم به نظر می رسند. هر كدام خود را با هم ادغام كرده و به شكلی كه خود ارائه كرده بود ناپدید شدند. دوره سوم با فرم های تخم مرغ مانند که دوره دوره دوم را ارائه داده بود آغاز شد. شکل تخم مرغ مانند حلقه دراز در حلقه دراز به موجودات دو جنس ، زن و مرد در یک بدن متراکم شده است. * تمایل در این مسابقه از موجودات دو جنس برانگیخته شد و برخی شروع به برانگیختن قدرتی کردند که توسط آنها به وجود آمد. . از حیات و قدرتهای موجود در این ، انرژی می شود ، و از آنچه در شکل انسان است ، اکنون ناف است ، شکلی از بخار منتشر شده که به تدریج متراکم می شود و به شکلی شبیه به روشی که از آن صادر شده است ، متراکم می شود. در ابتدا این کار فقط توسط تعداد معدودی انجام شد ، اما سرانجام مسابقه نمونه آنها را دنبال کرد. حوزه های کریستالی مانند برخی از کسانی که اولین بار تولید کرده بودند را احاطه کردند. این نژاد پرستش ناپذیر است که به عنوان مربیان بشریت باقی مانده است. بقیه درگذشتند ، اما دوباره در فرزندانشان ظاهر شدند. † اجسامی که بدین ترتیب تولید می شوند متراکم تر و جمع و جور تر می شوند و در زمان اولیه شروع کردند که یکی از جنس ها از دیگری برجسته تر باشد ، تا اینکه سرانجام دیگر نتوانستند انرژی و تولید کنند ، هرکدام از به تنهایی ، زیرا اندام های جنس حاکم بر این امر حاکمیت کمتری پیدا نمی کنند. سپس هرکدام با جنس دیگر متحد شدند و مسابقه زن و مرد را تولید کردند همانطور که اکنون آنها را می شناسیم.

در دوره اول توسعه ، نژادهای کریستالی مانند انگیزه لازم برای تکامل موجوداتی را که آنها مطرح می کنند ، فراهم کردند ، اما آنها از همه آنچه که در پی داشتند ادامه داشتند تا اینکه موجودات دو جنس شروع به تولید و رشد جنسی کردند. سپس کره های کریستالی مانند بدنهای تولید شده توسط اتحادیه بدنی را می پوشانند و نفس می کشند. از آن زمان قرون گذشته است ، اما کره های کریستالی از طریق ذهن در تماس با بشر باقی مانده اند. از آنها ذهن تجسم می یابد ، و از ذهن ذهن بدن خود را می گیرد و آن را حفظ می کند. از طریق تماس ذهن با کره های کریستالی مانند ، انسان مقدور می شود که به طور هوشمندانه جاودانه شود ، همانند موجودات دوگانه گذشته.

همه اینها ممکن است برای کسانی که برای اولین بار آن را می شنوند عجیب به نظر برسد ، اما به آنها کمک نمی شود. به نظر می رسد اگر تحت تأثیر قیاس جنینی و رشد فیزیولوژیکی به آن بپردازید و مورد مطالعه قرار بگیرید ، کمتر عجیب به نظر می رسد. با ادامه مطالعه و مراقبه ، این طرح درک خواهد شد.

علم سکس این است که بدانیم چگونه می توان بی نظیرترین بدن ها را تولید کرد. فلسفه رابطه جنسی دانستن هدف بدن ها و استفاده بهینه از آنهاست. دین سکس این است که دوگانگی را به سمت وحدت وحدت سوق دهد.

آنچه دوگانگی در دنیای نوین وجود دارد ، رابطه جنسی با جهان آشکار است. رابطه جنسی کامل ترین ، سازمان یافته ترین بیان دوگانگی است. تمام طبیعت است

جنس ها باید مقیاس یا وسیله ای باشند که از طریق آن ذهن باید یاد بگیرد که در این جهان برابر شود و تعادل خود را برقرار کند و از طریق آن باید جریان های زندگی را به شکل هدایت کرد. اما با تجسم ذهن ، به بدنهایی که رابطه جنسی دارند ، رابطه جنسی به یک ستمگر تبدیل می شود که ذهن را تحریک و مسخره می کند. ستمگر مهر و موم خود را بر روی انسان قرار داده است و انسان مانند زنجیرهای آهنی در قدرت خود نگه داشته شده است. سکس به بردگی کشیده است و اکنون ذهن را وادار می کند که بر خلاف خواسته های عقل عمل کند ، و قدرت آن چنان کامل است که نسل بشر به عنوان یک ارتش وسیع به جنگ علیه عقل و قوانین فصلی و زمانی فراخوانده شده است که توسط آن جنس انجام می شود. باید اداره شود با نادیده گرفتن این قوانین ، ملل و نژادها زیر سطح حیوانات فرو رفته اند و در زیر آب های فراموشی گذشتند.

سکس رمز و راز است که همه موجوداتی که به این دنیا می آیند باید آن را حل کنند. برای کسانی که هنوز تحت اسارت آن هستند ، جنس باید همیشه یک راز باقی بماند. حل رمز و راز رابطه جنسی این است که خود را از پیوندهای خود رهایی دهید و بتوانید جریانهای زندگی را به اشکال بالاتر و بالاتر هدایت کنید.

در اسرار قدیمی گفته شده است كه نئوفیت در معنای این چهار كلمه آغاز شده است: بدانید ، جرات ، اراده ، سكوت. انسان راه رسیدن به درب اسرار را فراموش کرده یا از دست داده است. اما اسطوره و نماد همیشه شاهد این واقعیت بوده اند که معبد اسرار جسم انسان است.

زن یا مرد فقط نیمی از مرد است و ازدواج قدیمی ترین نهاد بشریت ما است. رابطه جنسی شامل برخی وظایف است. اولین و مهمترین وظیفه بشریت ازدواج است؛ نه ازدواج فقط به خاطر تحقیر حواس ، بلکه اتحادی است که بشر از طریق آن نژاد را دائمی و تکمیل می کند. وظیفه جهانیان این است که دو موجودیت از جنس مخالف برای تولید یک نوع کامل ، باید در یک موجود مخلوط شوند ، این نوع شامل پدر و مادر نیز در درون خود خواهد بود. وظیفه هر موجودیت این است که هر یک از آنها باید در محاکمات و مراقبت های زندگی تعادل با دیگری داشته باشید ، زیرا ماهیت هر یک از درسهایی را که برای دور زدن ، تقویت و صیقل دادن شخصیت دیگر لازم است به دیگری ارائه می دهد. ، هر موجود ، به عنوان دیگر ، طرف مقابل یا برعکس شخصیت خود را دارد. همه اینها در مورد درسهایی است که بشریت در مدرسه ای به نام جهان یاد می گیرد و برای کسانی است که می توانند زندگی سعادتمندی را در جهان تجربه کنند.

مشکل رابطه جنسی حاوی یک راز به مراتب عمیق تر است. با توجه به احتمال سوء تفاهم و سوء استفاده از آن در یکی از مراحل مفهوم دوقلو ، خطر پیشبرد آن وجود دارد. این رمز و راز وسیله ای برای دستیابی به هدف مقدس ازدواج است که موضوع نوشته های اصلی کیمیاگری ، سمبل های روزیکروسی ها ، و فیلسوفان همه زمان ها بوده است. به راستی ، در انسان وجود زن و مرد است: در درون مرد زن بالقوه وجود دارد و در درون زن مرد بالقوه است. اولین نژاد برتر که نژاد ما نتیجه آن است ، هنوز هم برای هر انسانی به عنوان نفس الهی آن نمایان می شود. نوع بشر دوستی جنسی اجدادی ما باید دوباره توسعه یابد تا نفس الهی ، حوزه کریستالی کاملاً تجسم یابد. این پیشرفت فقط بعد از یادگیری درسهایی که بدنهای فعلی ما می آموزند می تواند آگاهانه و هوشمندانه انجام شود. علت جذابیت هر جنس برای دیگری ناشی از تمایل به بیان و توسعه قدرت مخالف است که به خودی خود وجود دارد ، و به دلیل این که جنس دیگر بیان بیرونی و بازتاب بیرونی طرف سرکوب شده خود در درون است. ازدواج واقعی زمانی اتفاق می افتد که هر دو طبیعت به طور مساوی متعادل و واقعاً در یک موجود جمع شوند. این کار فقط پس از تجربه های طولانی در بسیاری از زندگی ها و پس از کسب فداکاری انجام می شود. این است که توسط همه زندگی آموخته می شود که زندگی جسمی می تواند آموزش دهد ، و در گذشته برای انسان شناخته شده است که چیزی است که زندگی جسمی نمی تواند آن را برآورده کند. این امر ناشی از آن است که طرف دیگر طبیعت در تلاش است تا خود را با نارضایتی از زندگی حسی ، با اشتیاق درونی برای اتحاد با الهی ، با تمایل به ترک زندگی ، در صورت لزوم ، به نفع خود یا خیر بیان کند. دیگران ، با یک آرمان معنوی درونی ثابت ، و به وجود آمدن عشق واقعی که از هر شیء حسی دور است. قسمت درونی خود مانند هیچکدام از اشکال زیبای هوایی ظاهر نمی شود که ممکن است با وعده ها و تمایلات همراه باشد. چنین حواسى است و باید بدون شرارت از کار برکنار شود. احساس جنس دیگر به موجودیت درون منتقل می شود ، که با اثبات فداکاری پاسخ می دهد. همانطور كه ​​فكر و فداكاري در كفر و فكر انجام مي شود ، خود شخص نيز در درون بدن (هيچگاه بدون آن) پاسخ نمي دهد. وقتی این کار انجام شود ، مسئله رابطه جنسی حل خواهد شد. آن مرد که توسط او انجام شده است دیگر نیازی به تجسس در بدن جنس نخواهد داشت زیرا نیروهای تولید مثل جدا شده اکنون باید در موجودی ادغام شوند که بتواند بدن را نیرو بخشد و تولید کند ، در صورت تمایل "،" اگر بخواهد "، همانطور که مسابقه انجام شده است. دوره سوم ، که نمونه اولیه آن بود.

از جمله تغییرات جسمی که پیش از این ازدواج واقعی است ، بیدار شدن در زندگی اندامهای معکوس در حال حاضر (مانند غده کاج) در اتاقهای بی روح موجود در مغز است.

بگذارید ذهن و قلب به سمت دستیابی به آگاهی مطلق بی وقفه و مستمر سوق پیدا کنند ، و در پایان هدف دیگری نخواهند بود. رسیدن به وضعیت فعلی ما در سنین رشد آگاهانه برای ساختن اجسام دیگر ضروری بوده است. سنین ممکن است هنوز برای تشکیل بدنهای دیگر که بهتر منعکس شده و به آگاهی پاسخ دهند ضروری باشد. اگر زمان آگاهی ، نه جسمی که به دنبال آن هستیم ، زمان کوتاه است و راه روشن است. سپس ما به هر جسم و هر چیز ارزش کامل خود را برای هدفی که ارائه می دهیم می دهیم. برای هر بدن متناسب با سودمندی خود در رسیدن به آگاهی ، نه به خاطر بدن یا شکل آن ، ارزش دارد. اگر بدین ترتیب بیش از هر چیز دیگری آگاهی را پرستش کنیم ، بدن ما به سرعت تغییر شکل داده و با نور شعله ور می شود.

این بخشی است که رابطه جنسی در دستیابی نهایی به آگاهی بازی می کند.


* این نژاد موجودات در کتاب مقدس توسط داستان آدم-حوا ، قبل از اینکه سیب دانش را بخورند و فرزندان به دنیا بیاورند ، متفاوت است.

این سرچشمه داستان ققنوس است ، پرنده ای مقدس با قدیمی ترین مردمان. گفته می شود که ققنوس در هر تکرار یک چرخه خاص ظاهر می شد و خود را بر روی محراب می سوزاند ، اما هرچند گاه دوباره از خاکسترهای آن جوان و زیبا بالا می رود. بنابراین جاودانگی آن از طریق تناسخ نشان داده شد. به قانون رابطه جنسی کلید خورده است ، و سلولهای بدن ما برای این منظور کار می کنند.