بنیاد ورد

وقتی مادر از مهات عبور کرده باشد ، مادر همچنان مرد خواهد بود. اما ma با Mahat متحد می شود و یک Mahat-ma می شود.

زودیاک

L'

WORD

جلد 9 جولای، 1909 شماره 4

حق چاپ، 1909 توسط HW PERCIVAL.

داوطلبان، مدرسان و MAHATMAS.

این کلمات سالهاست که در کل استفاده می شوند. دو مورد اول از زبان لاتین ، آخرین مورد از Sanscrit است. Adept کلمه ای است که قرن هاست که مورد استفاده مردم قرار گرفته است و از جهات مختلفی نیز استفاده شده است. با این حال ، این روش به روش خاصی توسط کیمیاگران قرون وسطایی استفاده می شد ، که در استفاده از این اصطلاح ، منظور از کسی بود که به دانش هنر کیمیاگری دست یافته بود ، و در عمل کیمیاگری مهارت داشت. در استفاده مشترک ، این اصطلاح برای هر کس که در هنر یا حرفه خود مهارت داشت ، اعمال می شد. کلمه استاد از زمان های اولیه در کاربرد مشترک بوده است. برگرفته از جادوگر لاتین ، یک حاکم است و از آن به عنوان عنوان استفاده شده است تا کسی را که به دلیل اشتغال یا قدرت ، به عنوان رئیس یک خانواده ، یا به عنوان معلم ، اقتدار دیگران داشته باشد ، نشان دهد. در اصطلاحات كیمیاگران و روسیكروس های دوره قرون وسطا جایگاه ویژه ای به عنوان كسی كه استاد موضوع خود بوده است ، و كسی كه قادر به راهنمایی و راهنمایی دیگران بود ، به آن داده شد. اصطلاح mahatma یک کلمه Sanscrit است ، معنای مشترک روح بزرگ ، از Maha ، بزرگ و Atma، روح است که قدمت آن به هزاران سال می رسد. با این حال ، تاکنون اخیر در زبان انگلیسی گنجانیده نشده است ، اما اکنون ممکن است در واژگان یافت شود.

اصطلاح mahatma اکنون در کشور خود نیز به کار می رود و برای هر کسی که از نظر روحی و یوگی هندی از نظر روح عالی است. در حادثه ، این کلمه معمولاً در مورد کسانی اعمال می شود که به نظر می رسد بیشترین درجه مهارت را کسب کرده اند. بنابراین این اصطلاحات صدها و هزاران سال است که در حال استفاده مشترک هستند. معنای ویژه ای در سی و پنج سال گذشته به آنها داده شده است.

از زمان تأسیس انجمن تئوسوفی در 1875 در نیویورک توسط خانم بلاواتسکی ، این اصطلاحات با استفاده از او ، معنای کمی متفاوت و برجسته تر از گذشته را به عهده گرفته اند. خانم بلاواتسکی گفت که او به آداب و استادان ، استادان یا مهاتماس دستور داده است تا جامعه را به منظور آگاهی از آموزه های خاص در مورد خدا ، طبیعت و انسان در جهان تشکیل دهند ، که آموزه های جهان فراموش کرده بودند یا از آن آگاه نبودند. خانم بلاواتسکی اظهار داشت: آداب و ارباب و استادانی که از او صحبت می کردند مردانی دارای بالاترین حکمت بودند که از قوانین زندگی و مرگ و پدیده های طبیعت آگاهی داشتند و قادر به کنترل نیروهای طبیعت و مطابق قوانین طبیعی پدیده را مطابق میل خود تولید کنید وی گفت: این آداب و استادان و مهاتما هایی که از او دانش خود را دریافت کرده اند در شرق واقع شده اند ، اما این وجود در همه نقاط جهان وجود دارد ، اگرچه به طور کلی برای بشر ناشناخته است. علاوه بر این توسط خانم بلاواتسکی گفته شد که همه افراد متبحر ، ارباب و مهاتما مردانی بودند که در سنین طولانی و با تلاش مستمر در تسلط ، سلطه و کنترل ماهیت پایین خود و اینکه قادر بودند و مطابق دانش عمل می کردند ، بودند. و خردی که به دست آوردند. در واژه نامه تئوسوفی ، نوشته خانم خانم بلاواتسکی ، موارد زیر را می یابیم:

"ماهر (لات.) آدپتوس ، "کسی که به دست آورد". در اکتشافی کسی که به مرحله آغاز رسیده است و در علم فلسفه باطنی استاد می شود. "

مهاتما. روح ، "روح بزرگ". ماهرترین مرتبه. موجودات برجسته ای که با تسلط بر اصول پائین خود ، به این ترتیب بدون مانع از "مرد گوشت" زندگی می کنند و دارای دانش و قدرت متناسب با مرحله ای هستند که در تکامل معنوی خود به آن رسیده اند. "

در جلد "Theosophist" و "Lucifer" قبل از 1892 ، خانم بلاواتسکی مطالب زیادی را در مورد آداب ، استادان و مهاتما ها نوشته است. از آن زمان ادبیات قابل توجهی از طریق انجمن تئوسوفی ایجاد شده است که در آن بسیاری از کاربردها از این اصطلاحات استفاده شده است. اما بلاواتسکی در مورد وجود موجوداتی که او به عنوان آدفت ، استاد و مهاتما از آنها سخن گفته است ، اقتدار و شاهد است. این اصطلاحات توسط theosophists و دیگران به معنای متفاوتی از معنایی که Blavatsky به آنها داده است استفاده شده است. از این ما بعدا صحبت خواهیم کرد. با این حال ، تمام کسانی که با آنها ارتباط برقرار کردند و آموزه های داده شده توسط او را پذیرفتند و سپس صحبت کردند و بعداً در مورد آداب و رسوم نوشتند ، استادان و مهاتما با اعترافات دانش خود را از او به دست آوردند. خانم بلاواتسکی توسط آموزه ها و نوشته های خود شواهدی مبنی بر برخی از منابع دانش ارائه داده است که از آن آموزه های معروف به کلامی به دست می آید.

در حالی که خانم بلاواتسکی و کسانی که تدریس او را درک کرده اند در مورد آداب و رسوم ، استادان و مهاتما ها نوشته اند ، در مورد معنای خاص هرکدام که از سایر این اصطلاحات متمایز شده اند ، اطلاعات دقیقی و مستقیم در اختیارشان قرار نگرفته است ، و نه درباره موقعیت و مراحل که این موجودات تکامل را پر می کنند. با توجه به استفاده از اصطلاحات توسط خانم بلاواتسکی و انجمن تئوسوفی ، این اصطلاحات توسط دیگران به تصویب رسیده است که با بسیاری از متکلمان ، اصطلاحات را به صورت مترادف و به صورت سردرگم و بی تفاوت استفاده می کنند. بنابراین ، نیاز روزافزون به اطلاعات در مورد اینکه چه کسی و اصطلاحات به چه معنی است ، وجود دارد ، برای چه ، کجا ، زمان و چگونه ، موجوداتی که آنها نماینده هستند وجود دارد.

اگر موجوداتی چون آدپت، استاد و مهاتما وجود دارند، باید جایگاه و مرحله مشخصی در تکامل داشته باشند و این مکان و مرحله را باید در هر نظام و برنامه ای که به طور واقعی با خدا، طبیعت و انسان سروکار دارد، یافت. سیستمی وجود دارد که طبیعت آن را فراهم کرده است که نقشه آن در انسان است. این سیستم یا طرح به زودیاک معروف است. با این حال، زودیاکی که ما از آن صحبت می کنیم، صورت فلکی در آسمان نیست که با این اصطلاح شناخته می شود، اگرچه این دوازده صورت فلکی نماد زودیاک ما هستند. همچنین ما از زودیاک به معنایی که توسط اخترشناسان مدرن استفاده می شود صحبت نمی کنیم. منظومه زودیاک که ما از آن صحبت می کنیم در آن تشریح شده است سرمقاله های بسیاری که در "کلمه" ظاهر شده اند.

با مشورت این مقاله ها مشخص می شود که زودیاک توسط یک دایره سمبل می شود ، که به نوبه خود مخفی کره ای است. دایره توسط یک خط افقی تقسیم می شود. گفته می شود که نیمه بالایی جهان آشکار و نیمی از سطح جهان آشکار را نشان می دهد. هفت علامت از سرطان (♋︎) تا هویج (♑︎) در زیر خط افقی مربوط به جهان آشکار است. علائم بالای خط افقی میانی نمادی از جهان غیرمشخص هستند.

جهان آشکار از هفت نشان به چهار جهان یا کره تقسیم می شود که با کمترین شروع ، حوزه های جسمی ، اختر یا روانی ، ذهنی و معنوی یا جهان هستند. این جهان ها از دیدگاه تکاملی و تکاملی در نظر گرفته می شوند. اولین جهان یا کره ای که به وجود می آید روحانی است که بر روی خط یا هواپیما قرار دارد ، سرطان — برج عقرب (♋︎ — ♑︎) و در جنبه تکان دهنده آن دنیای نفس ، سرطان (♋︎) است. بعدی جهان زندگی است ، لئو (♌︎)؛ جهان بعدی شکل ، باکره (vir) است. و پایین ترین آن دنیای جنس جسمی ، میزان توازن (♎︎) است. این طرح استحاله است. مکمل و تکمیل این جهانها در جنبه های تکاملی آنها مشاهده می شود. علائم مربوط به آنها و تکمیل موارد ذکر شده عبارتند از عقرب (♏︎) ، کشیش (♐︎) ، و تاج خروس (♑︎). عقرب (♏︎) ، میل ، دستاوردی است که در دنیای شکل به دست می آید ، (♍︎ — ♏︎)؛ فکر (♐︎) ، کنترل جهان زندگی است (♌︎ —)؛ و فردیت ، هویج (cap) ، تکمیل و کمال نفس ، جهان معنوی است (♋︎ —). دنیای معنوی ، ذهنی و نجومی در داخل و از طریق دنیای جسمی ، میزان تعادل و متعادل قرار گرفته است.

هر جهان موجودات خود را دارد که از وجود خود در دنیای خاصی که متعلق به آنهاست و در آن زندگی می کنند آگاه هستند. در صورت تظاهرات ، موجودات دنیای نفس ، موجودات دنیای زندگی ، آنهایی که در جهان شکل هستند و افراد موجود در دنیای جسمی هرکدام از دنیای خاص خود آگاه بودند ، اما هر طبقه یا نوع در دنیای خود آگاه نبوده یا نیست. از آنهایی که در هر یک از جهان های دیگر به عنوان مثال ، انسان کاملاً جسمی از اشکال نجومی که در درون او وجود دارد و او را احاطه کرده است ، آگاهی ندارد ، و همچنین از حیات زندگی که در آن زندگی می کند و از طریق او پالس نمی کند ، و نه از نفس های معنوی که او را به او تحمیل می کند. وجود متمایز و درون و در آن کامل بودن برای او امکان پذیر است. همه این جهان ها و اصول در درون و پیرامون انسان جسمی قرار دارند ، همانطور که در درون و پیرامون جسمی قرار دارند. هدف از تکامل این است که همه این جهانها و اصول هوشمندانه آنها باید با بدن فیزیکی انسان تعادل برقرار کرده و باهوش عمل کنند ، بنابراین انسان درون بدن جسمی خود باید نسبت به همه جهان های آشکار آگاه باشد و بتواند در هر مکانی باهوش عمل کند. یا تمام جهان در حالی که هنوز در بدن جسمی اوست. برای انجام این کار به طور پیوسته و پیوسته ، انسان باید بدن خود را برای هر یک از جهان ها بسازد. هر بدن باید از مواد جهانی باشد که در آن هوشمندانه عمل کند. در مرحله فعلی تکامل ، انسان اصول نامگذاری شده در درون خود را دارد. یعنی او یک نفس روحانی است که از طریق یک زندگی ضربان دار به شکل مشخص در بدن جسمی خود عمل می کند. اما او فقط از بدن جسمی خود آگاه است و از دنیای جسمی نیز فقط به این دلیل که هیچ بدن و فرم دائمی برای خود ساخته نشده است. او اکنون از دنیای جسمی و بدن جسمی خود آگاه است زیرا در اینجا و در حال حاضر در بدن جسمی کار می کند. او تا زمانی که دوام داشته باشد و دیگر نباشد از بدن جسمی خود آگاه است. و از آنجا که دنیای جسمی و بدن جسمی تنها یک جهان و بدن تعادل و تعادل است ، بنابراین او قادر به ایجاد یک بدن جسمی نیست که بتواند در طی زمان تغییر کند. وی به ساختن بدنهای بدنی یکی پس از دیگری از طریق زندگی های بیشماری که در طی آن برای مدت کوتاهی زندگی می کند ادامه می دهد و با مرگ هر یک از آنها به حالت خواب یا استراحت در دنیای فرم یا دنیای فکری می رود بدون اینکه تعادل برقرار کند. اصول خود را پیدا کرد و خود را پیدا کرد. او دوباره به جسمی وارد می شود و پس از زندگی به زندگی خود ادامه خواهد داد تا اینكه بدن خود یا بدن دیگری غیر از جسمی را تأسیس كند ، جایی كه او می تواند آگاهانه در جسمی یا خارج از آن زندگی كند.

♈︎ ♉︎ ♊︎ ♌︎ ♍︎ ♏︎ ♐︎ ♑︎ ♒︎ ♓︎ ♈︎ ♉︎ ♊︎ ♌︎ ♍︎ ♎︎ ♏︎ ♐︎ ♑︎ ♒︎ ♓︎ ♎︎
شکل 30.

اکنون بشر در بدنهای جسمی زندگی می کند و فقط از دنیای جسمی آگاه است. در آینده بشر هنوز در بدن های جسمانی زندگی خواهد کرد ، اما مردان از دنیای جسمی رشد می کنند و نسبت به سایر دنیاها آگاهی دارند زیرا بدن و یا جلیقه یا جلیقه ای را بنا می کنند که از طریق طریق آنها می توانند در آن جهان ها عمل کنند.

اصطلاحات ماهر ، مستر و مهاتما بیانگر مراحل یا درجه هر یک از سه جهان دیگر است. این مراحل با توجه به درجه توسط علائم یا نمادهای برنامه جهانی زودیاک مشخص می شوند.

فرد کسی است که آموخته است که از حواس درونی استفاده کند و شبیه به حواس جسمی باشد و در دنیای اشکال و خواسته ها بتواند از طریق حواس درونی عمل کند. تفاوت در این است که در حالی که انسان از طریق حواس خود در دنیای جسمی عمل می کند و از طریق حواس خود چیزهایی را که برای حواس جسمی ملموس هستند درک می کند ، فرد متبحر از حس بینایی ، شنوایی ، بویایی ، چشیدن و لمس کردن در دنیای اشکال و خواسته ها استفاده می کند ، و این در حالیست که اشکال و تمایلات بدن جسمی را نمی توان دید و احساس کرد ، اما اکنون او با پرورش و پیشرفت حواس درونی قادر به درک و برخورد با خواسته های عمل از طریق فرم است که خواسته ها را برانگیخته است. این مهارت در بدن از فرم مشابه فیزیکی عمل می کند ، اما فرم آن مطابق ماهیت و درجه تمایل خود است و برای همه کسانی که می توانند با هوشمندی در هواپیماهای فضایی فعالیت کنند شناخته شده است. یعنی هر کس ممکن است باهوش نژاد و مرتبه و درجه فرهنگ هر انسان جسمی دیگری را بیان کند ، بنابراین هر فرد ماهری می تواند ماهیت و درجه و مهارت دیگری را که ممکن است در دنیای فرم آرزویش داشته باشد بداند. اما در حالی که ممکن است کسی که در دنیای جسمی زندگی می کند انسان دیگری را در دنیای جسمی فریب دهد ، در مورد نژاد و موقعیت خود ، هیچ کس در دنیای فرم-تمایل نمی تواند فردی را به فطرت و فطرت خود فریب دهد. در زندگی جسمی بدن به شکلی که ماده را شکل می بخشد دست نخورده نگه داشته می شود و این ماده فیزیکی به فرم به خواسته وارد عمل می شود. در انسان جسمی شکل مشخص و تعریف شده است ، اما میل نیست. ماهر کسی است که جسمی از میل را بنا کرده است ، که بدن تمایل یا می تواند از طریق فرم نجومی خود یا به خودی خود به عنوان بدن تمایل عمل کند ، که به او فرم داده است. انسان عادی دنیای جسمی میل زیادی دارد ، اما این میل یک نیروی کور است. فرد نيروي كوري از تمايل را شكل داده است ، كه ديگر كور نيست ، اما داراي حواسي مطابق با بدن است كه از طريق بدن جسمي عمل مي كند. از این رو فرد ماهر کسی است که به استفاده و عملکرد خواسته های خود در بدن شکلی جدا از یا از بدن جسمی دست یافته است. حوزه یا دنیایی که فرد به عنوان چنین کارکردهایی را داشته باشد ، دنیای نجوم یا روانی شکل است ، در هواپیمای بکر-عقرب (♍︎ — ♏︎) ، فرم-میل ، اما او از نظر عقرب (♏︎) تمایل دارد. فرد ماهر به عملكرد كامل آرزو دست يافته است. فرد ماهر ، بدنی از بدن است که به شکلی جدا از جسم عمل می کند. از ویژگی های یک فرد خبره این است که او با پدیده هایی مانند تولید اشکال ، تغییر فرم ها ، احضار فرم ها ، وادار کردن به عملکرد اشکال سروکار دارد ، همانطور که او عمل می کند با قدرت میل کنترل می شود. از میل به اشکال و چیزهای دنیای حس.

استاد کسی است که ماهیت جنسی بدن را مرتبط و متعادل کرده است ، که بر خواسته های خود و ماده جهان فرم غلبه کرده است ، و کسی که در هواپیمای لئو ساژیتری موضوع دنیای زندگی را کنترل و راهنمایی می کند (♌︎ —♐︎) از موضع خود و به واسطه قدرت تفکر ، کشیش (♐︎). فرد ماهر کسی است که با قدرت میل ، در دنیای شکل و میل ، جدا و جدا از بدن جسمی ، به عمل آزاد دست پیدا کرده است. یک استاد کسی است که به اشتهای جسمی ، نیروی میل ، تسلط داشته باشد ، و کنترل جریانهای زندگی را داشته باشد ، و کسی که این کار را با قدرت تفکر از موقعیت خود در دنیای ذهنی تفکر انجام داده است. او استاد زندگی است و یک اندیشه را تکامل داده و ممکن است در این بدن اندیشه پاک و عاری از بدن تمایل و بدن جسمی خود زندگی کند ، گرچه ممکن است از طریق هر دو یا در آن زندگی کند یا به آن عمل کند. انسان جسمی با اشیاء سر و کار دارد ، ماهر با خواسته ها سر و کار دارد ، یک استاد با اندیشه سر و کار دارد. هر یک از دنیای خودش عمل می کند. انسان جسمی دارای حواس است که او را به سمت اشیاء جهان سوق می دهد ، فرد ماهر عمل خود را منتقل می کند اما هنوز هم حواس مطابق با جسمی دارد. اما یک استاد بر هر دو آرمانهای زندگی که از آنها حواس و خواسته ها و اشیاء آنها در جسمی صرف می شوند ، غلبه کرده و برخاستند. همانطور که اشیاء در جسمی قرار دارند و تمایلات در جهان شکل هستند ، بنابراین افکار در دنیای زندگی قرار دارند. آرمان ها در دنیای اندیشه ذهنی هستند که چه خواسته هایی در جهان شکل و اشیاء در جهان جسمی وجود دارد. همانطور که یک فرد ذهنی خواسته ها و فرم های نامرئی را برای انسان جسمی می بیند ، بنابراین یک استاد با افکار و آرمانهایی که درک نمی شوند ، می بیند و می پردازد ، اما ممکن است فرد متبحر نیز به همان شیوه ای که انسان جسمی تمایل دارد ، دستگیر کند. و فرم که جسمی نیست. همانطور که میل در بدن جسمی از نظر شکل مشخص نیست ، بلکه در ذات نیز چنین است ، بنابراین در اندیشه ماهر مشخص نیست ، بلکه فکر یک بدن متمایز از یک استاد است. همانطور که یک فرد دارای مهارت و فرمان کامل عمل می کند غیر از کالبدی که انسان جسمی آن را ندارد ، بنابراین یک استاد دارای یک عمل کامل و آزاد و قدرت تفکر در بدن است که ذهنی آن را ندارد. از خصوصیات بارز یک استاد این است که او به زندگی و ایده آل های زندگی می پردازد. او جریان های زندگی را مطابق آرمان ها هدایت و کنترل می کند. او بنابراین با زندگی به عنوان استاد زندگی ، در یک اندیشه و با قدرت فکر عمل می کند.

مهاتما کسی است که بر دنیای جنسی انسان جسمی ، دنیای فرم و تمایل آدمها ، دنیای فکر و اندیشه استاد ، غلبه کرده ، از آن خارج شده است ، زندگی کرده و از آن زندگی کرده است و آزادانه عمل می کند. به عنوان یک فرد کاملاً آگاه و جاویدان ، حق دارد که کاملاً آزاد شود و جدا از آن باشد یا از طریق بدن اندیشه ، بدن تمایل و بدن جسمی با آن در ارتباط باشد یا با آن ارتباط برقرار کند. یک مهاتما کمال و تکمیل تکامل است. نفس سرآغاز آغازی برای جهان های آشکار برای تعلیم و تربیت و کمال ذهن بود. فردیت پایان تحول و کمال ذهن است. یک مهاتما چنین رشد کامل و کامل فردیت یا ذهن است که نشانگر پایان و تحقق تکامل است.

مهاتما یک ذهنیت فردی عاری از لزوم تماس بیشتر با هر یک از جهان های پایین تر از جهان نفس معنوی است. مطابق قانونی که به موجب آن همه چیز توسط مجهولات عالم غیر مظهر تنفس می شود ، یک مهاتما نفس می کشد و همه چیز که آشکار می شود ، مجدداً به ناخودآگاه تنفس می شود. یک مهاتما با ایده ها ، حقایق ابدی ، واقعیت های ایده آل ها سر و کار دارد و براساس آن ، دنیاهای حسی ظاهر می شوند و از بین می روند. همانطور که اشیاء و رابطه جنسی در دنیای جسمی ، و حواس در دنیای میل و ایده آل ها در دنیای اندیشه ، باعث ایجاد عمل توسط موجودات در آن جهان ها می شوند ، بنابراین ایده ها قوانینی ابدی هستند که مطابق با آنها و توسط آن مهاتماس به معنوی عمل می کنند. جهان نفس

فرد ماهر عاری از تناسخ مجدد نیست زیرا وی بر میل خود غلبه نکرده و از باکره و عقرب رهایی نمی یابد. یک استاد بر آرزو غلبه کرده است ، اما ممکن است از لزوم تناسخ مجدد خلاص نشود زیرا در حالی که او به بدن و آرزوهای خود تسلط کرده است ممکن است او تمام کارمای مرتبط با افکار و اعمال گذشته خود را کار نکرده باشد ، و جایی که امکان پذیر نیست او به او در بدن جسمانی فعلی خود كاری كه در گذشته ایجاد كرده است ، بر او وظیفه خواهد كرد كه در هر بدن و شرایطی كه لازم باشد مجدداً تناسخ كند تا او كاملاً و كاملاً كارما را انجام دهد. به قانون یک مهاتما با ماهر و ارباب فرق دارد در این که آقا هنوز باید مجددا تناسخ کند زیرا او هنوز کارما می سازد ، و یک استاد باید تناسخ دوباره کند زیرا اگرچه او دیگر کارما نمی سازد اما می تواند آنچه را که قبلاً درست کرده است کار کند. مهاتما با قطع کارما و از بین بردن کارما ، کاملاً از هرگونه ضروری برای تناسخ مجدد خلاص می شود. معنی کلمه mahatma این موضوع را روشن می کند. کارشناسی ارشد ، ذهن را نشان می دهد. کارشناسی ارشد یا نفس فردی است ، در حالی که ماهات یک اصل جهانی ذهن است. ما ، ذهن فرد ، در درون ماهات ، اصل جهانی عمل می کند. این اصل جهانی شامل همه جهان آشکار و جهان های آن است. ما اصل ذهنی است که از هم جداست ، گرچه در درون ماهیت جهانی است. اما مادر باید به یک فردیت کامل تبدیل شود ، که در ابتدا اینطور نیست. در آغاز ، یک ذهن ، از دنیای معنوی نفس کشیدن در سرطان علامت (،) ، نفس می کشد ، و تا زمانی که با فراخوانی و توسعه اصول دیگر ، پایین ترین نقطه ی تداخل در سطح توازن باشد ، باقی می ماند. ) ، دنیای جسمی جنس ، از آن نقطه باید اصول دیگر لازم برای رشد و كمال ذهن تكامل یابد. مادر یا ذهن در تمام مهلت های خود و در مرحله تکامل در درون ماهات یا ذهن جهانی عمل می کند تا اینکه در هواپیما ، جهان به جهان ، ظهور و برخیزد و به هواپیما روی قوس در حال ظهور مطابق با هواپیما که از آن شروع شده است بر روی قوس نزولی نزول آن در سرطان آغاز شد. کمترین نقطه رسیدن میزان توازن (() بود. از آنجا صعود خود را آغاز کرد و به تاج خروج (♑︎) که پایان سفر آن است و همان صفحه ای است که از آن فرود آمد ، شروع کرد. این ذهن ، در آغاز شروع تامل در سرطان بود (was). این ذهن است ، ذهن ، در پایان تکامل در برج طوفان (♑︎). اما خانم از مهات عبور کرده است ، و یک مهاته است. یعنی ، ذهن در تمام مراحل و مراتب ذهن جهانی ، مهات عبور کرده است ، و اتحاد با آن و در عین حال کامل شدن فردیت کامل آن ، بنابراین یک ماهیتما است.

(ادامه دارد.)