بنیاد ورد

L'

WORD

MAY، 1912


حق چاپ، 1912 توسط HW PERCIVAL.

لحظه ها با دوستان

چرا عقاب به عنوان نشانه ای از ملل مختلف استفاده می شود؟

به احتمال زیاد انگیزه های مختلف باعث شده است که بسیاری از ملل پذیرفته شده از عقاب به عنوان یک نشان استفاده شوند. با این حال ممکن است تصور شود که این امر به این دلیل صورت گرفته است که به بهترین وجه طبیعت و سیاست ، جاه طلبی ، آرمان ملل را تشکیل می دهد که آن را به عنوان معیار خود تحمل می کنند.

عقاب پادشاه پرندگان و هوا است، همانطور که گفته می شود شیر در میان جانوران پادشاه است. این پرنده شکاری است، اما در عین حال پیروز است. پرنده ای است با استقامت بالا، قادر به پرواز سریع و طولانی است. به سرعت بر روی طعمه خود می دود، به سرعت بالا می رود و در ارتفاعات با شکوه اوج می گیرد.

یک ملت آرزوی قدرت ، استقامت ، شجاعت ، سرعت ، تسلط ، قدرت است. عقاب همه اینها را تا حد بالایی دارد. منطقی است که تصور کنیم اینها دلایلی است که موجب شده است ملتها یا قبایل یا حاکمان عقاب را به عنوان معیار خود برگزیند. واقعیت این است که این سمبل بسیاری از ملل فتح کننده دوره تاریخی ما و به ویژه کسانی است که در مسافت های زیاد جنگ می کنند.

اینها خصوصیات عقاب است. اما ملتی که این پرنده را به عنوان نماد خود انتخاب می کند، معمولاً ماهیت یا هدف یا آرمان خاص آن را یا با شعار همراه با عقاب یا با قرار دادن نمادی در چنگال عقاب یا در منقار او، مانند شاخه، تیر، واجد شرایط یا تخصصی می کند. پرچم، سپر، عصا، رعد و برق که هر کدام به تنهایی یا در ترکیب با سایر نمادها نمادی از شخصیت ملت یا ویژگی هایی است که ملت دوست دارد و اهداف آن چیست.

همه اینها از دیدگاه عملی و مادی است. نمادگرایی دیگری از عقاب وجود دارد که ممکن است همین خصوصیات را از منظر معنوی تر به آن نگاه کنیم.

این یکی از چهار "موجود زنده" ذکر شده در آخرالزمانی است که گفته می شود در اطراف عرش خدا ایستاده اند. عقاب به نشان عقرب زودیاک اختصاص داده شده است. این سمبل قدرت معنوی در انسان است. عقاب قدرت چربی و معنوی در انسان است که ممکن است به بالاترین ارتفاعات بالا رود. ملت یا مردی که عقاب را به عنوان یک نماد به معنای معنوی در نظر می گیرد ، قصد دارد به معنای معنوی هر آنچه را که در عقاب در نمادگرایی مادی خود نشان می دهد ، بدست آورد. او هدف پیروزی بر هر آنچه در زیر اوست قرار دارد و از قدرت خود برای رسیدن به قلمروهای بالاتر استفاده می کند. او با هدایت این نیرو که به وسیله عقاب به نمایش گذاشته شده است ، فاتح خواسته های خود است ، در منطقه بدن خود تسلط می یابد و از طریق آن صعود می کند و مانند عقاب خانه خود را در ارتفاعات کوهستانی بدن بالای مهره های گردن رحم قرار می دهد. بنابراین او از علامت عقرب ، که پایین ترین قسمت ستون فقرات است ، بلند می شود ، به طرف بالا ، که به سر منتهی می شود.

 

آیا عقاب دوقلو در حال حاضر به عنوان علامت ملی برخی از کشورها استفاده می شود، و در آثار تاریخ های Hetites از زمان کتاب مقدس باستان، به وضعیت مغرضانه انسان اشاره شده است؟

هنگامی که یک عقاب مضاعف به عنوان یک نشان ملی استفاده می شود ، گاهی اوقات قصد دارد تا از میان موارد دیگری که در نظر گرفته شده است ، علامت گذاری شود که دو ملت یا کشور به عنوان یک کشور متحد هستند ، اگرچه ممکن است دو سر دولت باشد. مگر اینکه نمادهای دیگر عقاب دوقلو را بر روی آثار تاریخی هیتی های باستان همراهی کنند ، این نماد به مرد آندروژنی اطلاق نمی شود. مرد آندروژنی یا مرد دو جنسی ، باید شامل دو کارکرد ، دو قدرت از طبیعت مخالف باشد. عقاب دو سر از نظر ماهیت یکسان است ، زیرا هر دو سر از عقاب هستند. برای اینکه انسان آندروژنی توسط یک عقاب نمایان شود ، عقاب باید با یک شیر همراه باشد یا به آن وصل شود ، که اگرچه در یک قلمرو متفاوت است ، اما در بین حیوانات نشان می دهد که عقاب در بین پرندگان چیست. روسیكروسیان باستان از "خون شیر قرمز" صحبت می كردند كه به معنای آن خواسته ها یا طبیعت حیوانات در انسان بودند. آنها همچنین از "گلوتن عقاب سفید" صحبت کردند که به معنای آن قدرت روحانی و روحی در انسان بود. به گفته آنها ، این دو ، خون شیر قرمز و گلوتن عقاب سفید باید ملاقات کرده و جمع شوند و ازدواج کنند و از اتحادیه آنها قدرت بیشتری حاصل شود. این به نظر می رسد مانند ریزش خالی از یک قمری ، مگر اینکه نمادگرایی درک شود. وقتی اینطور شد ، متوجه می شود که آنها بیشتر از آنچه به آنها اعتبار داده شده بودند ، در مورد فرآیندهای فیزیولوژیکی فهمیدند.

خون شیر قرمز آرزویی فعال است که در خون بدن زندگی می کند. گلوتن عقاب سفید از لحاظ جنبه اول لنفاوی بدن است. لنف وارد قلب می شود و به همین ترتیب با خون متحد می شود. از این اتحادیه یک قدرت دیگر به وجود آمده است که به نسل منتهی می شود. کیمیاگران گفتند که اگر این انگیزه راضی باشد ، شیر ضعیف می شود و عقاب قدرت برخاستن را از دست می دهد. اما اگر گلوی عقاب سفید و خون شیر قرمز همچنان به هم آمیخته شوند بدون اینکه راهی به تکانه بزنند ، شیر قوی می شود و عقاب قدرتمند می شود و قدرت تازه متولد شده از آمدن آنها به دست می دهد. جوانی به بدن و قدرت ذهن.

این دو ، شیر و عقاب ، نماد این دو اصل است ، جنبه های مردانه و زنانه انسان از دیدگاه روانشناختی و جسمی. آندروژین کسی است که دارای ماهیت و کارکردهای مردانه و زنانه است. شیر و عقاب ، خون و لنف ، در همان بدن در هم می آمیزند و وظایف خود را انجام می دهند تا قدرت جدیدی را در آن بدن ایجاد کنند و بدون اینکه راهی برای تکانه بیان بیرونی ایجاد کنند ، یک نیروی بدنی جدید ایجاد می کنند که از آن متولد می شود. موجود جدیدی که مانند عقاب ممکن است از روی زمین بلند شود و به سمت قلمروهای بالاتر بگردد.

یک دوست [HW Percival]