بنیاد ورد

L'

WORD

اکتبر، 1907


حق چاپ، 1907 توسط HW PERCIVAL.

لحظه ها با دوستان

مقاله زیر ، که به زودی پس از انتشار WORD March دریافت شده است ، ممکن است برای خواننده به نظر نرسد دقیقاً همانند سؤالات و پاسخ های قبلی در بخش MOMENTS با دوستان است ، اما به دلیل علاقه عمومی موضوعات مورد بحث و درخواست صادقانه خبرنگار برای انتشار اعتراض خود در WORD ، یک دوست پاسخ خواهد داد در صورت درخواست خود به اعتراضات خود پاسخ خواهد داد ، با این فهم که اعتراضات مربوط به اصول و شیوه های علم مسیحی است و نه به شخصیت ها. کلمه

نیویورک ، 29 مارس 1907.

به ویرایشگر WORD.

آقا: در شماره مارس WORD، "یک دوست" تعدادی از آنها را می پرسد و پاسخ می دهد سوالاتی در مورد علوم مسیحی. این پاسخ‌ها نشان می‌دهد که نگارنده پیش‌فرض‌هایی را اتخاذ کرده است که برای علم مسیحیت نامطلوب است، که اگر به نتایج منطقی آنها برسد، به یک اندازه برای عملکرد همه هیئت‌های مذهبی نامطلوب است. سوال اول: آیا استفاده از ابزارهای ذهنی به جای جسمی برای درمان بیماری های جسمی اشکال دارد؟ عملاً "بله" پاسخ داده می شود. بیان شده است که «مواردی وجود دارد که استفاده از نیروی فکر برای غلبه بر بیماری های جسمی توجیه می شود، در این صورت می گوییم اشتباه نبوده است. در اکثر موارد، استفاده از ابزارهای ذهنی به جای فیزیکی برای درمان بیماری‌های جسمی، قطعاً اشتباه است.»

اگر نویسنده با استفاده از وسایل ذهنی به عملیاتی کردن ذهن انسان بر ذهن انسان دیگر ، برای رفع بیماریهای جسمی مراجعه کند ، پس با او موافقم که در هر صورت اشتباه است. دانشمندان مسیحی برای از بین بردن بیماریهای جسمی به هیچ وجه از ذهن انسان استفاده نمی کنند. در اینجا تفاوت بین علوم مسیحی و علوم ذهنی ، که توسط "یک دوست" نادیده گرفته می شود ، نهفته است.

دانشمندان مسیحی فقط از طریق دعا برای معنای بیماری از معنوی استفاده می کنند. رسول جیمز گفت: "دعای ایمان موجب نجات بیمار خواهد شد." علم مسیحی می آموزد كه چگونه "دعای ایمان" را بجا آورد ، و از آنجا كه مریضان از طریق دعای علوم مسیحی بهبود می یابند ، اثبات این است كه این "نماز است. ایمان است. "" یک دوست "ناخواسته درمان علم مسیحی و معالجه ذهنی را اشتباه گرفته است. علم مسیحی کاملاً به خدا متکی است ، از طریق نماز ، در حالی که به اصطلاح علم ذهنی ، خواه از طریق پیشنهاد ذهنی ، خواب آور یا مضحک عمل کند ، عملکرد یک ذهن انسان بر ذهن انسان دیگر است. نتایج در مورد دوم گذرا و مضر است و کاملاً شایسته محکومیت این عمل توسط "یک دوست" است. با این وجود هیچ کس نمی تواند به دعای خدا اعتراض کند ، و نه کسی می تواند بگوید که دعای صمیمانه برای دیگری هرگز نمی تواند باشد. صدمه دیده

سؤال دیگر این است ، "آیا مسیح و بسیاری از مقدسین ، بیماری های جسمی را با استفاده از روش های ذهنی درمان نکردند ، و اگر چنین بود ، این اشتباه بود؟"

در پاسخ به این سؤال "یک دوست" اذعان می کند که آنها مریض را شفا داده اند و انجام این کار برای آنها اشتباه نبود. او می گوید ، با این حال ، "عیسی و مقدسین برای درمان خود هیچ پولی دریافت نکردند" ، و همچنین می گوید ، "چه بر خلاف عیسی و ناآگاهانه به نظر می رسد که یا عیسی ، شاگردانش یا هر یک از مقدسین چنین هزینه ای را در هر بازدید به دست آورند. هر بیمار ، درمانی یا بدون درمان. "

واقعیت ها این است که عیسی مریض را شفا می داد ، و به شاگردانش می آموخت که چگونه چنین کنند. این شاگردان به نوبه خود به دیگران آموختند و برای سیصد سال قدرت بهبودی مرتباً توسط كلیسای مسیحی اعمال می شد. وقتی عیسی برای اولین بار گروهی از شاگردان خود را با دستور موعظه انجیل و شفای بیمار فرستاد ، وی به آنها دستور داد كه هزینه خدمات خود را نپذیرند. با این وجود ، وقتی دفعه دیگر آنها را بیرون فرستاد ، به آنها گفت كه تعقیب خود را كنار بگذارند ، و اظهار داشت كه "كارگر شایسته استخدام خود است." این متن تقریباً دو هزار سال به عنوان مرجع كافی برای روحانیت و پذیرش پذیرفته شده است. دیگران درگیر کار مسیحیان برای پذیرش غرامت در خدمات خود بودند و هیچ دلیل منطقی برای استثناء در مورد دانشمندان مسیحی وجود ندارد. روحانیون در کلیساها برای موعظه و نماز مشغول به کار هستند و تقریباً در همه موارد حقوق ثابت تعیین می شود. متخصصان علوم مسیحی هر دو موعظه انجیل را می خوانند و دعا می كنند ، اما حقوق ثابت دریافت نمی كنند. هزینه آنها به قدری ناچیز است که بی اهمیت بوده و توسط شخصی که به دنبال کمک می باشد داوطلبانه پرداخت می شود. هیچ اجباری در مورد آن وجود ندارد و به هر حال این یک موضوع شخصی است بین بیمار و پزشک که افراد خارجی به آن نگران نیستند. برای اینکه یک متخصص علوم مسیحی باشید ، باید از تجارت سکولار دست بکشید و تمام وقت خود را به کار اختصاص دهید. برای انجام این کار ، آنها حداقل برای وسایل ضروری معمولی باید مقداری وسیله داشته باشند. اگر هیچ گونه پیش بینی ای برای جبران خسارت صورت نگرفته باشد ، بدیهی است که فقرا کاملاً از این کار مستثنا می شوند. این سؤال توسط كلیسای علوم مسیحی بر مبنایی حل شده است كه كاملاً مناسب و رضایت بخش خود طرفین است. هیچ شکایتی از کسانی که برای کمک به اضافه بار بودن به دانش مسیحیان مراجعه می کنند وجود ندارد. چنین شکایتی معمولاً از طرف کسانی صورت می گیرد که هیچ ارتباطی با علوم مسیحی نداشته اند. در هر صورت ، باید توسط همه کسانی که مایلند عادلانه با موضوع رفتار کنند ، اذعان داشته باشد که اگر حق دارد موعظه های روحانی را به موعظه بپردازیم ، و برای بهبودی بیمار دعا می کنیم ، به همان اندازه حق است که به یک دانشمند مسیحی برای چنین مواردی بپردازیم. خدمات.

واقعاً مال شماست.

(امضا) VO STRICKLER.

سؤال كننده می گوید: "ما مقدمات خاصی را برای علوم مسیحی نامطلوب اتخاذ كرده ایم كه اگر به نتیجه گیری منطقی منتقل شوند ، برای همه بدنهای مذهبی یكدیگر نامطلوب است."

اینکه شرایط برای علم مسیحیان نامطلوب نیست ، صحیح است ، اما ما نمی بینیم که از این نتیجه گیری های منطقی آنها چگونه این مکان ها برای عملکرد همه اجساد مذهبی نامساعد خواهد بود. علم مسیحی معتقد است که آموزه های آن در بین ایمانهای مدرن بی نظیر است و بدون شک صادق است. از آنجا که آن مکانها از نظر علم مسیحی نامطلوب نیستند ، به هیچ وجه نتیجه نمی گیرد که همان محل برای کلیه اجساد مذهبی اعمال شود. اما اگر همه نهادهای دینی می خواستند واقعیت ها را انكار كنند و باطل را آموزش دهند ، ما باید بدون درنگ از آموزه ها و آداب و رسوم آنها ، در مواردی كه در آن مناسبت نیاز به بیان نظرات ما داشته باشد ، نامطلوب باشیم.

نویسنده نامه فوق با اشاره به اولین سؤال و پاسخ در مورد آن ، که در مارس WORD 1907 ظاهر شد ، در پاراگراف دوم می گوید که با ما موافق است که "عملکرد یک ذهن انسان بر ذهن انسان دیگر ، برای از بین بردن جسمی. بیماری ها ، در هر مورد اشتباه است. "

با خواندن این سوال ، طبیعتاً این سؤال مطرح می شود ، چه نیازی به اعتراض یا استدلال بیشتر است؟ اما ما از بیانیه زیر متعجب می شویم: "دانشمندان مسیحی برای از بین بردن بیماری های جسمی ، ذهن انسان را به هیچ وجه به کار نمی گیرند."

اگر درست است که ذهن انسان توسط دانشمند مسیحی در تلاشها و شیوه های خود برای از بین بردن بیماری های جسمی مورد استفاده قرار نمی گیرد ، این پرونده از دادگاه های جهان برداشته می شود ، و در این صورت برای هیچ دادگاه تحقیقاتی نیست. بنابراین ، دانشمند مسیحی نیازی به نگرانی از اظهارنظرهای نامطلوب درمورد شیوه های خود ندارد ، و این خارج از حوزه مادران با دوستان است که تلاش کند تا با موضوعی که مربوط به ذهن انسان نیست ، برخورد کند. اما به سختی به نظر می رسد که چنین بیانیه ای با صدق صحیح بیان شود. اگر ادعا شود که این ذهنیت الهی است (یا هر نوع ذهن دیگری) که بیماریهای جسمی را برطرف می کند و نه ذهن انسان ، پس چگونه بدون ذهن انسان می توان ذهن الهی اقدام به عمل آورد؟ اگر ذهن الهی یا اصولی که "دانشمند" ادعا می کند عمل کند ، چگونه این عمل بدون پیشنهاد یا اشتغال ذهن انسان القا می شود؟ اما آیا باید ذهن الهی قادر به عمل و رفع بیماریهای جسمی بدون اشتغال یا استفاده از ذهن انسان باشد ، پس چرا مداخله یک دانشمند مسیحی برای از بین بردن بیماریهای جسمی از هر نوع ضروری است؟ از طرف دیگر ، تنها جایگزین این است که هیچ ذهنیت الهی و انسانی در رفع بیماریهای جسمی به کار نرود. اگر چنین است ، چگونه ما انسانها ، بدون استفاده از ذهن انسان ، این بیماریهای جسمی یا ذهن الهی یا ذهن انسان را می شناسیم یا خیال می کنیم. نویسنده نامه پاراگراف دوم را با بیان این جمله خاتمه می دهد: "در اینجا تفاوت بین علوم مسیحی و علوم ذهنی است که توسط" یک دوست "نادیده گرفته می شود. ""

ما تأیید می کنیم که این تمایز بین علم مسیحی و علوم ذهنی را نمی دانستیم. تمایز دانشمند مسیحی به نفع دانشمند روان است ، به این ترتیب ، مطابق گفته در نامه ، دانشمند روان هنوز از ذهن انسان استفاده می كند ، در حالی كه دانشمند مسیحی چنین نمی كند.

در آغاز پاراگراف سوم ، نویسنده نامه می گوید: "دانشمندان مسیحی فقط برای درمان بیماری ، از طریق دعا وسیله معنوی می دهند. رسول جیمز گفت: "دعای ایمان موجب نجات مریض خواهد شد." ""

این گفته ها به جای روشن کردن نقل قول های قبلی اشتباه می گیرند. به طور طبیعی این سؤال پیش می آید ، که نویسنده چه تمایزی را بین استدلال معنوی و معنوی قائل است؟ از نظر روانشناس ، روانپزشک و روانشناس آماتور ، تمام عملی که اعتقاد بر این نیست که علت جسمی باشد ، تحت یک سر مشترک قرار می گیرد و به آن روانشناختی ، روانی یا معنوی گفته می شود. ترجیحاً معنوی. هنوز مشخص نیست که چگونه نویسنده قصد دارد عبارت "معنوی" خود را به کار ببرد ، به جز این که او معتقد است که دعا عملی ذهنی نیست. اما اگر نماز عملی ذهنی نیست یا ربطی به ذهن انسان ندارد ، پس نماز چیست؟ چه کسی است که دعا می کند؟ او در مورد چه چیزی دعا می کند ، و برای چه کسی دعا می کند ، و برای چه؟

اگر کسی که دعا می کند دانشمند مسیحی است ، چگونه می تواند نماز خود را بدون ذهن انسان شروع کند؟ اما اگر او دیگر انسانی نیست و الهی شده است ، دیگر نیازی به نماز نیست. اگر کسی دعا کند ، ما این را می گیریم که دعای او به قدرتی بالاتر از مال خود هدایت می شود ، از این رو این دعا است. و اگر انسان است باید از ذهن خود برای دعا استفاده کند. کسی که دعا می کند باید درباره چیزی دعا کند. نتیجه این است که او درباره بیماریهای جسمی دعا می کند و این بیماریهای جسمی برطرف می شود. اگر واردات دعا برای رفع بیماری های جسمی باشد ، انسانی که دعا می کند باید از انسانیت و ذهن خود استفاده کند تا از بیماری جسمی آگاهی داشته باشد و از آن بخواهد که به نفع فرد بیمار است. دعا پیام یا درخواستی است که به شخص ، قدرت یا اصل مورد نظر برای رفع بیماری جسمی گفته می شود. گفته می شود که این نماز خطاب به خداوند است؛ اما کسی که مایل است به طور مؤثر یک پیام یا دادخواست به افراد تحتانی ، مساوی یا برتر را خطاب کند ، باید بداند که چگونه باید چنین پیام یا دادخواست را به روشی برساند که اهداف مورد نظر را بدست آورد. کسی که دعا می کند یا خواهان است ، نمی تواند از قدرت پایین تر از خود درخواست کند ، زیرا نمی تواند درخواست خود را اعطا کند ، و نه از یک شخص برابر خود بخواهد همان کاری را انجام دهد که خودش بتواند انجام دهد. بنابراین منطقی است که تصور کنیم کسی که از او درخواست می کند برتر است. اگر او از نظر قدرت برتر و عاقل عمل است ، پس باید درخواست کسی را که به او خطاب می کند به چیزی که او نمی داند تأیید کند. اگر او آن را نشناسد ، خردمند نیست؛ اما اگر او این امر را بشناسد ، عملی ناسزا و بی حرمتی از طرف درخواست کننده است که از یک عقل خردمند و همه کاره برای انجام یک عمل درخواست کند ، از آنجا که این درخواست حاکی از آن است که هوش تمام عقل یا غفلت داشته باشد آنچه را که باید انجام می داد یا نمی دانست که باید انجام شود. اگر از طرف دیگر اجازه دهد که هوشمندی و خردمندانه و قدرتمند باشد ، اما خود را به امور انسانی نگران نكرد ، پس كسی كه برای رفع بیماریهای جسمی مداخله یا دعا می كند ، باید از آن بیماریهای جسمی آگاه باشد ، و از ذهن انسان به روش اولیه استفاده می کند تا بیماریهای جسمی را از طریق دعا به خدا ، شعور ، آشکار سازد. دادخواست باید برای از بین بردن بیماریها باشد و به هر ترتیب ذهن برای اهداف جسمی مورد استفاده قرار می گیرد. شروع جسمی است ، روند باید ذهنی باشد (هر چیز دیگری ممکن است دنبال شود). اما پایان بدنی است

در مورد دعای ایمان این سوال پیش می آید که ایمان چیست؟ هر موجودی در قالب انسان ایمان دارد، اما ایمان یکی ایمان دیگری نیست. ایمان یک جادوگر به نتایج موفقیت‌آمیز اعمالش با ایمان دانشمند مسیحی که ممکن است در اعمالش موفق باشد متفاوت است، و هر دوی اینها با ایمان نیوتن، کپلر، افلاطون یا مسیح متفاوت است. متعصبی که به خدای چوبی خود ایمان کورکورانه دارد، نتایجی را به دست می آورد، مانند هر یک از افراد فوق که ایمان دارند. آنچه که عمل موفق نامیده می شود ممکن است بر اساس باور کور، بر اساس حدس و گمان مطمئن یا دانش واقعی باشد. نتایج بر اساس ایمان خواهد بود. اصل ایمان در هر کدام یکسان است، اما ایمان در درجه هوش متفاوت است. بنابراین، اگر دانشمندان مسیحی ادعا می‌کنند که از طریق دعای ایمانی شفا می‌دهند، درمان‌های انجام شده باید بر اساس میزان ایمان در استفاده هوشمندانه از آن باشد. ممکن است جهنمی یا الهی باشد. اما در هر صورت، چون یعقوب رسول گفت: «دعای ایمان بیماران را نجات می‌دهد»، چنین نمی‌شود. حقایق شاهد هستند و نه یعقوب رسول.

نویسنده ادامه می دهد: "یک دوست" ناخواسته درمان علم مسیحی و معالجه ذهنی را اشتباه گرفته است. "

اگر اینگونه باشد ، "یک دوست" اشتباه خود را تصدیق می کند. با این حال او نمی بیند که چگونه دانشمندان مسیحی می توانند بیاموزند که "و" دعای ایمان "را بسازند ، و بدون استفاده از ذهن انسان خود را" سازند ". به نظر می رسد این عبارت با بیان زیر تأیید شده است: "علم مسیحی کاملاً از طریق دعا به خدا متکی است ، در حالی که به اصطلاح علم ذهنی ، خواه با پیشنهاد ذهنی ، خواب آور یا خواب آور عمل کند ، عملکرد یک ذهن انسان بر ذهن انسان دیگر است. . نتایج در مورد اخیر گذرا و مضر است و محکومیت محکوم شده توسط "یک دوست" را که چنین عملی انجام می شود کاملاً شایسته است. ""

در حالی که ما در اینجا به عنوان دانشمندان ذهنی صحبت نمی کنیم و می گوییم که گفته های فوق صحیح است ، با این حال دانشمندان علوم ذهنی در کتاب های خود ادعا می کنند که به همراه دانشمندان مسیحی کاملاً به خدا اعتماد کنند یا به هر اصطلاح ممکن است خدا را تعیین کنند. این امر تفاوت متفاوتی را که توسط نویسنده بیان شده ، به دلایلی که قبلاً مطرح شده است ، ایجاد نمی کند. ادعا می شود که علاج معالجه روان پزشکان توسط پزشکان معالج ، به اندازه درمان های دانشمندان مسیحی بسیار مؤثر و بی اندازه است. هرچه از اصول درمانی در آن استفاده شود ، درمانها توسط دو نوع "دانشمندان" انجام می شود. "با این وجود ادعاهای نویسنده نامه فوق برای علم مسیحی بسیار برجسته است ، همانطور که بر تکذیب وی از دانشمندان ذهنی برجسته شده است. او با نارضایتی به نظر می رسد این امر با استفاده و عدم وجود حروف بزرگ در اصطلاحات "علم مسیحی" و "علم روان" آشکار می شود. در طول نامه کلمات "علم مسیحی" یا "دانشمندان" دارای سرمایه می شوند ، در حالی که در مورد علوم ذهنی یا دانشمندان صحبت می کنیم. پایتخت ها بطور قابل توجهی وجود ندارد. در پایان بند فوق می خوانیم: "با این وجود ، هیچ کس نمی تواند به دعای خدا اعتراض کند ، و نه کسی می تواند بگوید که دعای صمیمانه برای دیگری هرگز نمی تواند صدمه دیده باشد."

"یک دوست" این گفته را تأیید می کند ، اما باید اضافه کند که دعای شخص دیگری ، صادقانه و سودمند ، باید غیر خودخواه باشد. دعا حتی اگر به نفع ظاهری شخص دیگری باشد ، در صورت وجود پاداش شخصی یا دریافت پول ، نمی توان لکه دار شد و جلوی خودخواهی را گرفت ، زیرا مزایای شخصی غیر از فایده ای که از آن حاصل می شود ، دریافت می شود. دانش انجام خدمات

در آغاز پاراگراف: "واقعیت ها این است كه عیسی مریض را شفا می داد ، و به شاگردانش آموخت كه چگونه نیز چنین كنند" ، خبرنگار ما تلاش می كند تا مشروعیت عملكرد علم مسیحی در پرداخت حقوق را اثبات كند ، با این شرح: "وقتی عیسی ابتدا گروهی از شاگردان خود را با دستور موعظه انجیل و شفای بیمار فرستاد ، و به آنها دستور داد كه هزینه خدمات خود را بپذیرند. با این حال ، وقتی دفعه دیگر آنها را بیرون فرستاد ، به آنها گفت كه كیسه های خود را طی كنند ، و اظهار داشت كه "كارگر شایسته استخدام خود است." ""

اولین مرجع در عهد جدید که به گفته خبرنگار ما اعمال می شود ، در کتاب متی ، فصل. x. ، در مقابل 7 ، 8 ، 9 ، 10: "و همینطور که می روید ، موعظه کنید و بگویید: پادشاهی بهشت ​​نزدیک است. بیمار را شفا دهید ، جذام را پاک کنید ، مردگان را زنده کنید ، شیاطین را بیرون بریزید. آزادانه دریافت کرده اید ، آزادانه می دهید. در کیفهای خود نه طلا ، نه نقره و نه برنج را در اختیار شما قرار ندهید. نه سفر خود را بکشید ، نه دو کت ، نه کفش و نه هنوز کفپوش. زیرا کارگر شایسته گوشت خود است. "

ما در موارد فوق چیزی نمی توانیم ببینیم که دانشمند مسیحی برای جبران دقیق جبران خسارت را ضمانت کند. در واقع بیانیه "آزادانه شما دریافت کرده اید ، آزادانه می دهید" در برابر آن استدلال می کند.

در مارک ، کلاهبرداری کنید. در مقابل ، در مقابل 7-13 ، ما می یابیم: "و او دوازده نفر را به او فراخواند ، و آنها را دو و دو نفره فرستاد و به آنها روحیه داد تا روحهای نجس داشته باشند. و به آنها دستور داد كه هيچ چيزى را براى سفر خود درنظر نگيرند ، فقط كارمندان را نجات دهند. نه اسکریپت ، نه نان و نه پولی در کیف پولشان. اما با صندل ستون شوید: و دو کت را نپوشید ... و آنها بیرون رفتند و موعظه کردند که مردان باید توبه کنند. و بسیاری از شیاطین را ربودند و روغن بسیاری را که مریض بودند ، روغن کردند و آنها را شفا دادند. "

موارد فوق به نفع شیوه های دانشمندان مسیحی بحث نمی کند ، و در حقیقت دانشمندان مسیحی نمی توانند ادعا کنند که از دستورالعملهای فوق پیروی می کنند.

مرجع بعدی که در لوک مشاهده می کنیم ، به بخش. ix. ، در برابر 1-6: "سپس او دوازده شاگرد خود را با هم فراخواند ، و به آنها قدرت و اقتدار بیش از همه شیاطین داد ، و برای درمان بیماری ها. و او آنها را فرستاد تا موعظه پادشاهی خدا را برعهده بگیرند و مریضان را شفا دهند. و به آنها گفت: "هیچ کاری را برای سفر خود انجام دهید ، نه از غلات و نه اسکله ها ، نه نان و نه پول؛ هیچ دو کت هم ندارند و هر خانه ای را که می خواهید وارد کنید ، آنجا بمانید ، و از آنجا عزیمت کنید ... و آنها رفتند و به شهرهایی رفتند که موعظه انجیل را می کردند و در همه جا شفا می یافتند. "در بالا جبران خسارت هیچ اشاره ای نشده است ، و همان دستورالعمل ها در مورد عدم پرداخت ، ساده بودن لباس ، قابل توجه است. موارد فوق از خبرنگار ما در ادعاهای وی پشتیبانی نمی کند.

مرجع بعدی در لوک ، چپ. x. ، در مقابل 1-9 ، جایی که گفته می شود: "بعد از این چیزها ، خداوند هفتاد نفر دیگر را نیز منصوب كرد و آنها را دو و دو جلوی صورت خود به هر شهر و مكان دیگری فرستاد كه خودش به آنجا بیاید ...... نه كیسه ای را حمل كنید ، نه اسکریپت و نه کفش؛ و از راه به هیچ کس سلام نکنید. و به هر خانه ای که وارد شوید ، ابتدا بگویید "سلام بر این خانه". و اگر فرزند صلح در آنجا باشد ، صلح شما بر آن استوار خواهد بود. درغیر اینصورت ، دوباره به سوی شما باز خواهد گشت. و در همان خانه بمانید ، غذا بخورید و بنوشید ، چیزهایی را که می بخشد ، زیرا کارگر شایسته استخدام اوست. از خانه به خانه دیگر نرو. و به هر شهری که وارد شوید و آنها را پذیرا شوند ، مواردی را که پیش روی شما قرار دارد بخورید: و مریضان موجود در آن را بهبود بخشید و به آنها بگویید: پادشاهی خدا به شما نزدیک شده است. "

موارد فوق حاوی نقل قول در نامه "این است که کارگر شایسته استخدام خود است". اما مطمئناً این اجاره نامه "خوردن و آشامیدن چیزهایی است که می دهد." مطمئناً خبرنگار ما نمی تواند حق دریافت غرامت به غیر از خوردن و آشامیدن ساده ای را که در خانه بیمار داده شده است ، مطالبه کند. همه مراجع تاکنون مخالف دریافت هرگونه جبران خسارت به غیر از غذا و سرپناهی است که به شفا داده می شود. و همانطور که در مادران با دوستان نشان داده شده است ، طبیعت همیشه این امر را برای شفابخش واقعی فراهم می کند.

اکنون به آخرین مرجع ، لوقا متوسل می شویم. کلاهبرداری xxii. ، در مقابل 35-37: "و او به آنها گفت ، هنگامی که من شما را بدون کیف ، اسکریپت و کفش ارسال کردم ، فاقد چیزی هستید؟ و آنها گفتند: هیچی. سپس به آنها گفت ، اما اکنون ، کسی که کیف پول دارد ، اجازه دهید آن را بگیرد ، و همینطور کتیبه خود را: و کسی که شمشیر ندارد ، اجازه خواهد داد که لباس خود را بفروشد و یکی را بخرد. زیرا من به شما می گویم که این چیزی که نوشته شده است باید در من انجام شود. و او در میان ستمكاران حساب شد: زیرا چیزهای مربوط به من پایان دارند. "

به نظر می رسد معنای موجود در قسمت های قبل این است که عیسی دیگر با شاگردان نخواهد بود و آنها مجبورند که با روش خود مبارزه کنند. اما هیچ مرجع جبران خسارت برای درمان بیماری وجود ندارد. در حقیقت ، دستورالعمل برای گرفتن کیف پول و نوشتن آنها همراه با آنها ، برعکس جبران خسارت را نشان می دهد: که آنها باید راه خود را پرداخت کنند. در این واقعیت ، آنچه خبرنگار ما به عنوان اثبات حمایت از ادعاها و شیوه های علم مسیحی پیشرفت می کند ، بر خلاف آنها است. خبرنگار ما به دلیل پیشرفت آنچه به نفع آن انجام داده است ، پرونده خود را مجروح كرده است. دستورالعمل هایی که توسط عیسی آورده شده است نه در روح و نه در نامه دنبال نمی شوند. دانشمندان مسیحی در آموزه های خود نه مسیحی هستند و نه مرید عیسی هستند. آنها شاگردان خانم ادی ، و مبلغ آموزه های او هستند ، و آنها حق ندارند آموزه های مسیح را به عنوان آموزه های آنها یا خانم ادی یا به عنوان حمایت از ادعاها و عملکردهایشان پیش ببرند.

خبرنگار ادامه می دهد: "این متن نزدیک به دو هزار سال پذیرفته شده است ، به عنوان اقتدار کافی برای روحانیت و دیگران که در کار مسیحیان مشغول به کار هستند ، برای پرداخت غرامت برای خدمات خود بپذیرند ، و هیچ دلیل منطقی برای ایجاد استثناء در این مورد وجود ندارد. دانشمندان مسیحی. "

به نظر نمی رسد که دانشمندان مسیحی پیروی از برخی اعمال روحانیت کلیسای مسیحی را انجام دهند و خود را به دلیل پذیرش جبران بهانه بگیرند زیرا روحانیت این کار را انجام می دهند ، و در عین حال کلیسای مسیحی را در آموزه های اصلی خود نادیده بگیرند. تلاش برای پیوند مسیحیت توسط علوم مسیحی. کلیسای مسیحی شیوه های خاصی را رعایت می کند و آموزه های خاصی را آموزش می دهد ، که صدها هزار نفر از مردم مسیحیت آن را محکوم می کنند ، و رهبران کلیسای مسیحیان هر فرقه بر خلاف آموزه های عیسی مسیح ، هرچند که آموزه ها را حفظ می کنند. اما اگر این اشتباه باشد ، این هیچ ارتباطی با اشتباه ندارد ، زیرا دانشمندان مسیحی پول برای از بین بردن بیماریهای جسمی را از طریق روانی می پذیرند ، یا اگر این عبارت را ترجیح می دهند ، از طریق معنوی ، زیرا اگر خدا یا معنوی باشد ، تأثیر می گذارد درمان ، پس درمان خداست ، و این یک هدایای روح است و دانشمند مسیحی حق ندارد در جاهایی که او این درمان را انجام نداد ، پول جسمی را بپذیرد و تحت وانمودهای دروغین بدست می آورد.

نویسنده ادامه می دهد: "روحانیون برای موعظه و نماز در کلیساها کار می کنند و تقریباً در همه موارد حقوق ثابت دریافت می شود. دست اندرکاران علوم مسیحی هر دو موعظه انجیل را می خوانند و دعا می کنند ، اما حقوق ثابت دریافت نمی کنند. "

این بدون شک صادق است ، اما ، افراد شرکتی خوب ، آنها برای زمان و کار خود دستمزدی را جمع می کنند. نویسنده در ادامه در مورد سؤال در مورد جبران خسارت ، می گوید: "هزینه آنها به اندازه یك چیز كوچك است و به طور داوطلبانه توسط شخصی كه به دنبال یاری آنها است پرداخت می شود."

اینکه هزینه آن کوچک و بی اهمیت است و به طور داوطلبانه پرداخت می شود ، ممکن است به همین معنا باشد که انسان وقتی فکر می کند بهتر شده است ، دست از کیف خود بگذارد ، یا اینکه یک موضوع هیپنوتیزم به طور داوطلبانه اموال خود را انجام دهد و پول خود را به او بدهد. هیپنوتیزم این ادعا که دانشمندان مسیحی حقوق و دستمزد مشخصی ندارند و اتهامات عنوان شده بسیار ناچیز است که تقریباً بی اهمیت است ، بسیار ساده لوحانه است و باید به نبوغ خواننده متوسل شود. درآمد برخی از دست اندرکاران و خوانندگان در کلیسای علوم مسیحی "چنان ناچیز است که ناچیز باشد" فقط درصورتی که احتمالات آینده درآمد دانشمند مسیحی در نظر گرفته شود.

با اشاره به اظهارات خبرنگار ما مبنی بر اینکه "اتهام آنها به قدری ناچیز است که تقریباً بی اهمیت باشد" ، و "این سؤال توسط کلیسای علوم مسیحی بر مبنایی حل شده است که کاملاً مناسب و مناسب برای خود طرفین است. هیچ شکایتی از طرف کسانی که برای کمک به اضافه بار آنها به علم مسیحیان مراجعه می کنند وجود ندارد. "

موارد زیر را از موارد بسیاری که مورد توجه ما قرار گرفته است ، بیان می کنیم. یک مهندس در راه آهن محلی عاطفی عصبی از بازوی راست داشت و تهدید کرد که وی را برای کار ناتوان خواهد کرد. بیهوده از بسیاری از پزشکان کمک گرفته شد. توصیه های پزشکان وی هر زمان ممکن انجام می شد ، و کارمندان همکار وی حتی وسیله ای را برای وی فراهم می کردند که بتواند به مسافرت دریا سفر کند. اما این هیچ فایده ای نداشت. او سپس یک پزشک علوم مسیحی را امتحان کرد و تا حدودی تسکین یافت. این باعث شد که وی به فرقه بپیوندد و او به یک مومن سرسخت تبدیل شد ، و کوشید تا دوستان دیگری را که به او گوش می دهند ، تبدیل کند. اما او درمان نشد. یک روز از او سؤال شد که ، اگر به او خیلی کمک کرده بود ، پزشک علوم مسیحی وی نمی توانست او را درمان کند. پاسخ او این بود: "من نمی توانم به او کمک کنم که مرا درمان کند." هنگامی که توضیحاتی را پرسید ، وی گفت که تمام پولهایی را که می توانست برای جمع کردنش جمع کند گرفته بود تا به همان اندازه که در آن زمان تسویه می شد و او نتواند بدست آورد. به اندازه کافی پول برای درمان کامل وی همچنین توضیح داد كه دانشمند مسیحی نتوانسته است به اندازه كافی از وقت خود را برای بهبودی كامل بگذراند ، مگر اینكه برای آن هزینه شود. این دانشمند مسیحی باید زندگی کند ، و از آنجا که وی به پرداخت هزینه های دریافت شده برای درمان خود بستگی دارد ، تنها می تواند کسانی که توانایی پرداخت هزینه های درمانی خود را داشتند ، درمان کند. به نظر می رسید که این رأی دهندگان علم مسیحی تصور می کند که کاملاً مناسب نیست که قابل درمان نباشد ، مگر اینکه پول برای پرداخت هزینه درمانی خود داشته باشد.

خبرنگار در ادامه با توجه به دریافت پول از بیمار برای مزایای داده شده ، خبرنگار می گوید: "هیچ اجباری درمورد آن وجود ندارد و به هر حال این یک موضوع شخصی است بین بیمار و پزشک ، که افراد خارجی به آن نگران نیستند."

ظاهراً اجباری برای دریافت حقوق یا دادن آن وجود ندارد. این سؤالی است که برای استنباط باقی مانده است ، اما خبرنگار نمی تواند به راحتی موضوع قسمت دوم جمله را دور کند. این واقعیت این است که بیگانگان به امور شخصی بین انسان و انسان اهمیت نمی دهند؛ اما این امر درمورد علم علم مسیحی صدق نمی کند. علم مسیحی در تلاش است تا آموزه های خود را بشناسد ، و شیوه های آن صرفاً مورد علاقه شخصی و شخصی بین انسان و انسان نیست. شیوه های علم مسیحی یک امر عمومی است. آنها بر منافع جامعه ، ملت و جهان تأثیر می گذارند. آنها به حیات بشریت اعتصاب می کنند. آنها حقایق را انکار می کنند ، باطل را فرض می کنند ، به احساس اخلاقی درست یا غلط حمله می کنند ، بر سلامت و یکپارچگی ذهن تأثیر می گذارند. آنها برای بنیانگذار فرقه خود ، زنی معتاد به بیشتر نارسائی های نوع انسانی خود ، ادعا و بی خردی دارند. آنها دنیای معنوی را بنده این زمین فیزیکی می سازند و کاهش می دهند. به نظر می رسد آرمان آنها از دین ، ​​صرفاً درمان بیماری و تجمل جسمانی است. کلیسای دانشمند مسیحی با توجه به شرایط جسمی بنا به معالجه بیماری های جسمی بنا شده و ساخته شده است. کل دین علم مسیحی موفقیت جهانی و زندگی در زندگی بدنی را روشن می کند. گرچه ادعا می کند که در اصل روحانی است ، در هدف و در عمل. موفقیت در زندگی و سلامتی بدن جسمی درست و مناسب است؛ اما تمام آنچه که در آن کلیسای علوم مسیحی ساخته شده است ، از پرستش اصل مسیح و خدای واقعی دور می شود. با دانشمندان مسیحی ، قضاوت در مورد ادعاهای آنها ، خداوند در درجه اول به منظور پاسخ به دعاهای آنها وجود دارد. مسیح وجود دارد اما به عنوان چهره ای برای اثبات اینكه دانشمند مسیحی در عمل خود ضروری است ، وجود دارد و به جای خدا یا مسیح و دین ، ​​خانم ادی توسط آنها الهام گرفته شده و در هاله ای از جلال و مجسم گنجانیده شده است. آنها را به داخل اوراكل كه حكم آن مصون و معصوم است ، كه از آن جبران خسارت و تغيير صورت نگرفته است.

سه جمله زیر در نامه در MOMENTS WITH FRIENDS پاسخ داده شده است. جمله زیر ، جنبه متفاوتی را ارائه می دهد ، اگرچه هنوز به موضوع جبران خسارت پرداخته است. "این پرسش توسط کلیسای علوم مسیحی بر اساس مبنایی که برای خود طرفین بسیار مناسب و رضایت بخش است حل شده است."

فقط تا؛ اما این فقط چیزی است که هر بدنه سیاسی فاسد سیاسی یا به اصطلاح مذهبی می تواند در مورد اعمال آنها بگوید. گرچه ممکن است برای دانشمندان مسیحی امری کاملاً مناسب و رضایت بخش تلقی شود ، اما بیش از آن چیزی که ممکن است در اختیار شهروندان قرار گیرد ، در صورتی که زندانیان یک پناهندگی مجنون مجاز به انجام آنچه ممکن است از نظر آنها بدیهی باشد ، کاملاً مناسب و مناسب است. .

نگارنده این نامه با بیان این مطلب نتیجه گیری می کند: "در هر صورت باید توسط همه کسانی که مایل به برخورد عادلانه با موضوع هستند ، پذیرفته شود که اگر صحیح است که به روحانیون موعظه و موعظه و دعا برای بهبودی بیمار را انجام دهیم ، این است. به همان اندازه حق پرداخت یک دانشمند مسیحی برای چنین خدماتی است. "

یک بار دیگر توجه ما به ناعادلانه بودن تلاش برای سرزنش سرزنش ، اگر مقصر باشد ، بر روحانی روحانی کلیسای مسیحی است ، و بهانه ای از اقدامات دانشمندان مسیحی با عمل به روحانیت مسیحی است. این در كلیسای مسیحیان عملی نیست كه روحانی بتواند برای دعا برای بیمارها مبلغی بپردازد. او همانطور که دانشمند مسیحی خاطرنشان کرده است ، برای موعظه انجیل به عنوان وزیر کلیسا ، حقوق ثابت دریافت می کند و نه به عنوان یک شفا دهنده. اما سؤالی که مطرح است این نیست که آیا پرداختن به روحانی به موعظه و دعا برای بهبودی بیمار ، صحیح یا نادرست است و بنابراین بهانه گرفتن دانشمندان مسیحی برای خدمات مشابه است.

تلاش برای پرتاب استدلال بر روحانیت مسیحی استدلال دانشمند مسیحی را تضعیف می کند. سؤال این است: آیا گرفتن هدیه روح درست یا غلط است؟ اگر اشتباه باشد ، این که آیا روحانی این کار را انجام می دهد یا خیر ، بهانه ای برای ادعاهای دروغین یا ادعاهای دانشمندان مسیحی نیست.

در مورد اساس علم مسیحیت ، به نظر می رسد که اگر از طریق آموزش آموزه های علم مسیحیت یا از طریق درمان یا تلاش برای درمان بیماری های جسمی ، پول درآوردن ، این فرقه از بین برود ، زیرا پولسازان علم مسیحی یا احترام خود را برای آن از دست خواهند داد ، یا هیچ استفاده ای از آن نخواهند داشت. در مورد معتقدان به علم مسیحی، اگر درمان بیماری های جسمی از بین می رفت، اساس اعتقاد آنها به آموزه های علوم مسیحی از بین می رفت و «معنویت» آنها با مبنای فیزیکی از بین می رفت.

یک دوست [HW Percival]