بنیاد ورد

L'

WORD

فوریه، 1910


حق چاپ، 1910 توسط HW PERCIVAL.

لحظه ها با دوستان

آیا اعتقادی وجود ندارد که آتلانتیس بتواند پرواز کند؟ اگر چنین است، چنین اعتقادی کجاست؟

افلاطون شاید اولین کسی بود که جهان غرب را با قاره گمشده آتلانتیس آشنا کرد. برخی دیگر که پیروان او بودند موضوع را مورد بررسی قرار دادند و درباره کمی از تاریخچه ای که از پدرش سولون داده بود اظهار داشتند که ادعا می کردند که آن را از کاهنان قدیمی مصر باستان به وی منتقل کرده اند. بسیاری از افسانه ها به اشکال مختلف ، از جزیره یا قاره آتلانتیس آمده اند. بیکن در مورد آن نوشت ، اما برجسته ترین کتاب ایگناتیوس دونلی است: "آتلانتیس؛ ما فکر نمی کنیم که هرکدام از کسانی که درباره آتلانتیس نوشته اند ، چیزی در مورد ناوبری هوایی یا توانایی پرواز آتلانتیایی ها ذکر نکرده باشد.

تا زمانی که مادام بلاواتسکی "دکترین راز" خود را در 1888 منتشر نکرد ، چیزی قطعاً در مورد آتلانتیایی ها و پرواز گفت. در "دکترین مخفی" ، خانم بلاواتسکی اظهار داشت که ، با آتلانتیایی ها ، ناوبری هوایی یک واقعیت است و او تاریخچه کمی را در مورد علت سقوط آتلانتیس و اینکه چگونه ناوبری هوا نقش مهمی در پاییز ایفا می کند ، ارائه می دهد. مادام بلاواتسکی ادعای افتخار این کشف را برای خودش ندارد. او در "دکترین مخفی" می گوید که آنچه را که او بیان می کند از تاریخ واقعی آتلانتیس به او داده شده است ، گرفته شده از سوابق آن عاقلانی که تبدیل به جاودانگی شده اند و تاریخ ظهور و سقوط آن را نگه می دارند و می گذرانند. قاره ها و تغییرات زمین شناسی و سایر تغییرات زمین ، در ارتباط با رشد نژادی بشریت و ظهور و سقوط تمدنهای آن در طول زمان. نویسنده این سؤال و سایر کسانی که "دکترین مخفی" در دسترس آنها نیست ، به نقل قول زیر از این اثر علاقه مند هستند:

"این از مسابقه چهارم است که آریاییان اولیه دانش خود را در مورد" مجموعه چیزهای شگفت انگیز "، Sabha و Mayasabha ، که در Mahabharata ذکر شده است ، هدیه مایاسورا به پانداوا دانستند. از آنجاست که آنها هوانوردی ، Viwan ، Vidya ، "دانش پرواز در وسایل نقلیه هوایی" و بنابراین هنرهای عالی هواشناسی و هواشناسی را آموخته اند. باز هم از آنها است که آریایی ها با ارزش ترین علم خود را در مورد فضایل پنهان سنگ های قیمتی و سنگین دیگر ، شیمی یا به اصطلاح کیمیاگری ، کانی شناسی ، زمین شناسی ، فیزیک و نجوم به ارث برده اند. "(3d Ed. Vol II) ، صفحه 444.)

 

"در اینجا بخشی از داستان قبلی از تفسیر آمده است:

"" . . و "پادشاه بزرگ چهره خیره کننده" ، رئیس همه چهره های زرد ، از دیدن گناهان چهره سیاه پوست ناراحت بود.

"" او وسایل نقلیه هوایی خود (Vimanas) را به همه روسای برادران خود (روسای اقوام و قبایل دیگر) با مردان پرهیزگار در داخل فرستاد و گفت: آماده شوید. برخیزید ، ای مردان شریعت خوب ، و از زمین عبور کنید در حالی که هنوز خشک است.

"" اربابان طوفان نزدیک می شوند. ارابه های آنها در نزدیکی زمین است. فقط یک شب و دو روز فقط لردهای چهره تاریک (جادوگران) در این سرزمین بیمار زندگی می کنند. او محکوم به محکومیت است و آنها باید با او فرود بیایند. Lords of the Fires (Gnomes و Fire Elementals) در حال آماده سازی Agnyastra جادویی خود هستند (سلاح های آتش که توسط Magic ساخته شده است). اما لردهای چشم تاریک ("چشم شر") از آنها (عناصر) قوی تر هستند و آنها برده های توانا هستند. آنها در آسترا (Vidya ، بالاترین دانش جادویی) آگاه هستند. بیایید و از مال خود استفاده کنید (یعنی قدرت جادویی خود را ، برای مقابله با قدرتهای جادوگران). اجازه دهید هر پروردگار از چهره خیره کننده (مجلسی از جادوی سفید) باعث شود تا ویمانای هر پروردگار از چهره تاریک به دست او (یا در اختیار داشتن) بیفتد ، مبادا مبادا هرکسی (از جادوگران) به معنای خود از آب فرار کند. ، از میله چهار (خدایان کارمایی) دوری کنید ، و شریران (پیروان یا مردم) خود را نجات دهید. ' " (همان ، ص 445.)

 

«(اما) ملت ها اکنون از سرزمین های خشک عبور کرده بودند. آنها فراتر از واترمارک بودند. پادشاهان آنها در Vimanas خود به آنها رسیدند و آنها را به سرزمین های آتش و فلز (شرق و شمال) هدایت کردند. ”

 

آب ها به وجود آمدند و دره ها را از یک انتهای زمین به طرف دیگر پوشاندند. اراضی مرتفع باقی مانده ، کف زمین (سرزمین پادگانها) خشک است. کسانی که فرار کرده بودند ساکن شدند. مردان چهره های زرد و با چشم مستقیم (افراد صادق و صادق).

"" هنگامی که اربابان چهره های تاریک برای فرار از آبهای طغیان شده ، خود را از Viwans خود بیدار کردند و به فکر خود انداختند ، آنها را از بین برد. " " (همان صفحه ص 446.)

 

آیا افرادی که سعی در حل مسئله ناوبری هوایی دارند، آتلانتیاها را مجددا بازی می کنند؟

به احتمال زیاد بسیاری از ذهنهایی که از طریق اجساد آتلانتیا کار می کردند ، دوباره در تمدنی که اکنون ساخته می شود ، ظاهر می شوند ، این تمدن که دارای مرکزیت خود در ایالات متحده است و شاخه ها و شکاف های آن در تمام نقاط جهان گسترش می یابد. به احتمال فراوان مخترعان این عصر ، ذهنهایی هستند که در علوم آتلانتیس کار کرده اند یا به آنها آموزش داده شده اند و می توانند دوباره اختراعات مشابهی را در عصر ما ایجاد کنند که با آنها در آتلانتیس آشنا بوده اند. از جمله اختراعات ، پرواز است. احتمال پرواز انسان یا ناوبری هوا تا همین اواخر اخیر مورد تمسخر و تمسخر قرار گرفت و حتی "علمی ترین" ذهن به این پیشنهاد گناه می زد و یا از آن به عنوان یک فتوس چشم پوشی یا خرافات کودکانه سخن می گفت. اختراع هواپیما و بالون قابل اصلاح نشان داده است که هدایت هوا امکان پذیر است و آنچه انجام شده نشان می دهد که در یک زمان نه چندان دور فرد قادر خواهد بود مسیر خود را از طریق هوا به همان اندازه که اکنون راه خود را هدایت می کند هدایت کند. از طریق آب ذهن انسان به سرعت بر مشکلات ناوبری هوایی غلبه می کند. اما او هنوز وسایل را پیدا نکرده است و همچنین قادر به تماس با وسیله ای نیست که با استفاده از آن پرواز آسان انجام شود. انسان ممکن است به آسانی پرواز کند که پرندگان اکنون پرواز می کنند ، اما تنها وقتی یاد گرفته است که با نیرویی که پرندگان در پرواز خود استفاده می کنند با آنها تماس گرفته و از آن استفاده کند. پرندگان فقط به نیروی جسمی برای پرواز بستگی ندارند. آنها نیرویی را وارد می کنند که جسمی ندارد و با بدن آنها ارتباط برقرار می کند و بدن آنها را حرکت می دهد. پرندگان برای قدرت پرواز به بالهای خود بستگی ندارند. آنها بیشتر از بال و دم خود به عنوان تعادل یا اهرمی استفاده می کنند که بدن متعادل شده و از طریق جریان های هوا هدایت می شود. ممکن است انسان با بدن خود آنچه را که پرندگان اکنون با آنها انجام می دهند انجام دهد ، یا ممکن است انسان ماشین هایی بسازد که با آنها بتواند هوا را حرکت کند. او تنها با موفقیت آمیز هنگامی که آموخته است نیرویی را که در خود دارد با ماشینهای پروازی که ممکن است بسازد ، تنظیم کند و به هوا حرکت کند ، با موفقیت انجام خواهد شد. اگر ممکن است انسان در این عصر این کار را انجام دهد ، بسیار محتمل و بسیار محتمل است که انسان در گذشته نیز همین کار را کرده است. کاملاً محتمل است که آتلانتیایی ها از توانائی که باعث پرواز می شود آگاهی داشته باشند و قادر به ایجاد این نیرو از طریق بدن خود بودند و از این طریق آنها را قادر می سازند به پرواز و تنظیم همان قدرت در دستگاه های هوایی بپردازند و از این طریق پرواز را تنظیم کنند. مطابق خواست آنها ذهن از پیری به سن ، از یک نژاد فیزیکی به دیگری تناسخ می یابد. ذهن انسان در یک نژاد یا تمدن تحصیل و کمال ندارد. لازم است که ذهن در رشد تدریجی خود از بسیاری از نژادها و تمدنها عبور کند. منطقی است که تصور کنید ذهنهایی که درگیر سؤال یا عمل ناوبری هوایی هستند ، همان ذهنیتی هستند که در آتلانتیس به این مسئله نگران شده اند.

 

اگر Atlanteans مشکل ناوبری هوایی را حل کرد و اگر کسانی که در حال حاضر در معرض مشکل مشابه هستند، آتلانتیس هستند، پس چرا این افراد از زمان غرق شدن آتلانتیس و قبل از زمان حال مجددا تجدید نشده اند و اگر آنها قبل از در حال حاضر، چرا آنها قادر به هوادار نیستند و یا قبل از زمان حاضر پرواز نمی کنند؟

اینکه آتلانتیس ها مشکل ناوبری هوایی را حل کردند هنوز ثابت نشده است و همچنین وجود آتلانتیس ثابت نشده است. لااقل با هیچ یک از شواهد مورد نیاز علم مدرن ثابت نمی شود. شواهد زیادی مبنی بر وجود آتلانتیس ارائه شده است، مانند موارد ذکر شده یا آنچه که توسط دریای سارگاسو تجهیز شده است. اما اگر بشریت کنونی بتواند مشکل ناوبری هوا را حل کند، دور از انتظار نیست که بشریت در آتلانتیس نیز می توانست آن را حل کند. اگر تناسخ یک واقعیت باشد، کاملاً محتمل است، در واقع تقریباً مسلم است، اگر کسانی که امروز زندگی می کنند و ماشین هایی می سازند که با آنها در هوا حرکت می کنند، با مشکل هوایی در آتلانتیس آشنا شده باشند، و بارها و احتمالاً بارها و احتمالاً تناسخ یافته اند. در بسیاری از سرزمین ها از زمان غرق شدن آتلانتیس. با این حال، آنچه در یک دوره در یک تمدن بزرگ ممکن بود ممکن است در هر زمان دیگری در هر تمدن دیگری ممکن نباشد. نتیجه نمی‌شود که چون ذهن فردی مشکل هوایی را در آتلانتیس حل کرده بود، باید بتواند پرواز کند یا ماشین‌های پرنده را در بدنه‌های دیگر در سرزمین‌های دیگر و در زمان‌های نامناسب بسازد.

ناوبری هوایی یک علم است ، با این حال ، این تنها یکی از علوم است. بستگی دارد و نمی تواند بدون علوم دیگر انجام دهد. تا زمانی که برخی از علوم توسعه نیافته بود ، نمی توان به سمت فیزیکی پیمایش هوایی دست یافت. دانش از دانش هایی مانند مکانیک ، بخار ، شیمی ، برق ، برای پیمایش موفقیت آمیز هوا ضروری است. هرچه دانش بنیادی داشته باشد ممکن است ذهن دانش خود را داشته باشد و توانایی و توانایی پرواز در آن وجود داشته باشد ، اما تا زمانی که وسایل بدنی مورد آزمایش قرار نگیرند و تا زمانی که ذهن با قوانینی که بر بدنهای جسمی حاکم است ، آشنا نشود ، هیچ کشتی هوایی یا ماشین نمی تواند باشد. با موفقیت ساخته یا استفاده شده است. فقط در دوران مدرن این علوم جدید شده و یا دوباره کشف شده اند. فقط هنگامی که اطلاعاتی را که در اختیار آنها قرار می داد یا از طریق هوا به پرواز درآمده بود ، تصور می کنیم که پیمایش هوایی امکان پذیر باشد ، منطقی است. کاملاً محتمل است که گذشتگان دانش از علوم داشته باشند ، اما آنها هیچ سابقه ای مانند اثبات آن را به ما نداده اند تا نشان دهند که دانش همه علوم را با هم داشتند ، همانطور که اکنون به تدریج در حال تدوین است.

ذهن فردی که در هر یک از کشورهای اروپایی یا آسیا در پنج هزار سال گذشته تناسخ مجدد نبود ، نمی توانست شرایط لازم را برای ساخت کشتی های هوایی و پرواز در آنها پیدا کند. اگر به هیچ دلیل دیگری نبود ، بنابراین به دلیل تعصبات مذهبی این کشور مانع از استفاده از دانشی می شود که ممکن است در آتلانتیس به کار برد. به عنوان مثال: اگر تمام كتابهای متنی علوم مدرن از جهان حذف می شدند و برخی از مخترعین و دانشمندان بزرگ ما در بعضی نقاط جهان می میرفتند و دوباره تناسخ می گرفتند و با تمدن مدرن در تماس نبودند ، بزرگترین این دانشمندان و مخترعین بودند. در آن زندگی قادر به فراهم کردن شرایطی نخواهد بود که تمدنهایی که ترک کرده بودند از آن برخوردار شده بودند. بیشترین کاری که آنها حتی می توانستند با دانشی که در آن زندگی کرده بودند انجام دهند و آنچه را که اکنون شناخته شده است انجام دهند ، انجام می دهند و در شرایط تغییر یافته آنها را قادر به انجام همان کار نمی کنند. بیشترین کاری که آنها می توانند انجام دهند این است که به عنوان پیشگام عمل کنند. آنها موظفند افرادی را که در درک آنها مجدداً قدردانی کرده اند از فرصت های آینده ، به آنها آموزش دهند ، مردم را با حقایق مشخصی آشنا کنند و آنها را به درک درستی از موارد علوم آموزش دهند. یک زندگی به آنها زمان لازم برای ایجاد شرایط و آموزش مردم را به میل به مزایای مدرن نمی دهد. فقط همانطور که دیگر ذهن های پیشرفته در بین مردم تجسم یافته و ذهن های پیشرفته همچنان به تجسم و "کشف" برخی از قوانین و بهبود صنایع و آداب و رسوم کشور می پرداختند ، می توان زمینه کار برای یک تمدن را فراهم کرد. این امر قرنها طول کشیده است که بشر پس از فروپاشی تمدنهای قبلی ، در تاریکی فرو رفته و به وضعیت فعلی خود رسیده و به اوضاع امروزی خود می رسد. همانطور که بشریت از ظلمت و جهل و تعصبات ظهور می کند و هرچه ذهنهای تجسم یافته آزادتر می شود ، ممکن است آنچه که در تمدنهای گذشته وجود داشته باشد دوباره ، دوباره معرفی و کمال شود. ما به وضوح به زمان ظهور مجدد آنچه به عنوان شگفتی در نظر گرفته شده است نزدیک می شویم ، اما به تدریج در حال تبدیل شدن به ضروریات و بخش هایی از زندگی ما هستند. اگرچه افرادی که در اجساد آتلانتیا زندگی می کردند و در آنجا ناوگان هوایی را هدایت می کردند ، باید از زمان غرق شدن آتلانتیس بارها و بارها مجدداً مجدداً تجدید قوا شوند و گرچه فصل و زمان مانع از استفاده آنها از دانش پرواز هوایی می شود ، زمان آن فرا رسیده است که این افراد ممکن است به دانشمندان خود بخاطر گذشته فراخوانید ، زیرا شرایط آماده است و آنها می توانند در آینده تسلط داشته باشند و پرواز کنند زیرا آنها در آتلانتیس فراموش شده استاد بودند.

یک دوست [HW Percival]